لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
9سابق بود الان نمیدانم، فیل هوا میكردند! دیده بودید این رو؟! زمان سابق زمان شاه، به مناسبتهای مختلف ما گاهی مسجد قائم با مرحوم آقا میرفتیم یعنی ما هم پیرمرد هستیم دیگر چون من یادم هست دم دروازه دولت، آنجا مثلا نیمه شعبان بود یا جشنهای مربوط به شاه و این مسائل بود، گاهی اوقات یك فیلی بود باد میكردند و بعد این فیل را هوا میكردند، واقعاً عجیب بود! یعنی یك فیلی بود شاید پنج شش برابر فیلهای معمولی بود. ولی همهاش باد! پلاستیك! پلاستیك را بادش میكنند، این بزرگ میشود و بزرگ میشود. این نمازها و درس اخلاقها، اینها هی بادی است كه در آن فیل میشود، هی باد میشود و باد میشود یك وقتی فیل هم خودش خیال میكند كه راستی راستی فیل است! خیال میكند راستی راستی جان دارد!
مولانا خدا رحمتش كند. اگر كسی حرفی زده همینها زدهاند! همینها! حافظی، مولانایی، شمسی، از عرفا محی الدینی، مرحوم قاضی، همینها، همین بزرگان چه از فقها و علمای تشیع و عرفان و چه از غیر علما، اگر مطلبی هست در همین كتاب اینهاست و خارج از اینها نیست.
ما همه شیران ولی شیر علم *** حملهمان از باد باشد دم به دم حملهمان از باد و ناپیداست باد *** جان فدای آنكه ناپیداست آن1 این فیلها را هوا میكردند، آدم نگاه میكرد بَه بَه آن بالا رفته، چه حركتی دارد؟ باد میآید این طرف و آن طرف، دمش تكان میخورد و خرطومش تكان میخورد. ولی در واقع همه اینها چیست؟ همه اینها باد است، تمام اینها التذاذات نفسانی است. آن التذاذاتی كه در آن موقع بوده، آن التذاذات هم ... در مكتب عرفان میگویند اگر هم یك جنب آمده در مجلس، احترام مؤمن هزار بار بالاتر از توسّل توست، باید جوری مطلب را بگویی كه احترام او محفوظ بماند، سهم او هم در این قضیه محفوظ بماند، حضور او هم در اینجا حفظ شود، آبروی او هم محفوظ باشد، آبرویش باید محفوظ باشد.
- مثنوى معنوى، دفتر اول، بخش ٢٩:
ما همه شيران ولى شير عَلَم *** حملهشان از باد باشد دم بدم
حملهشان پيداست و ناپيداست باد *** آنكه ناپيداست هرگز گم مباد
- مثنوى معنوى، دفتر اول، بخش ٢٩:

