لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
6یكی از اعتراضاتی كه مكتب عرفان و مكتب مرحوم آقا، مكتب مرحوم ملاحسینقلی همدانی و علامه طباطبایی، آن اشكالات را بر غیر اهل معرفت از سایر مكاتب میكردند این بود كه آنها اگر یك مطلبی برایشان روشن میشد آن مطلب را میآمدند میگفتند، این مطلب را میآمدند فاش میكردند. عیبی نسبت به دیگران بود میآمدند آن عیب را میگفتند. در یك مجلسی چند نفر نشستهاند یك دفعه میگفتند كسی كه در اینجا بدون طهارت آمده است بلند شود برود وضو بگیرد یك نفر خاصّ است بلند شود برود وضو بگیرد، حالا فرض كنید آن شخص نتوانسته وضو بگیرد، نتوانسته تحصیل طهارت بكند. یا اگر یك فردی در اینجا حدث دارد و در اینجا جنابت دارد نباید ... خب تو برمیداری این بدبخت را، این بیچاره را به خاطر یك علتی نتوانسته كسب طهارت بكند تو میخواهی این فرد را مفتضح كنی به بهای تطهیر مجلس خودت، به بهای نزاكت مجلس خودت، به این بها آبروی یك مؤمن را میخواهی ببری؟ این را امام حسین گفته است؟!
یكی از همین افراد، همین حاج ملاآقاجانی بود كه الان اسمش در بعضی از كتابها هست، ایشان اهل عرفان نبود، البته حالاتی داشت، اطلاع بر بعضی از مغیبات داشت، اطلاع بر بعضی از امور داشت، اطلاع بر بعضی از اسرار داشت. اینكه میخواهم خدمت شما عرض كنم این است: گاهی اوقات انسان در بعضی از مراتبِ نفس، گیر میافتد، با اینكه بسیار بسیار بسیار بالاتر از آنچه كه از اینها در این كتابها نوشته شده است خیلی بالاتر! بنده به چشم خود دیدم افرادی را كه به اضعاف مضاعف از اینگونه افرادی كه اسمشان در این كتابها هست كارهای غیرعادی، امور غیرعادی، افكار غیرعادی، ادراك معانی غیرعادی داشتند، درحالتیكه آنها در نفس غوطهور بودند و همین نفس آنها را زمین زد و در مقابل استاد خود آمدند به مقابله پرداختند. حالا اینكه چیزی نیست، بله، بر یك كسی اطلاع دارد و یك كسی دیگر هم ممكن است داشته باشد! اینكه هنر نیست، نسبت به یك قضیه خبر دارد، دعای توسلی خوانده میشود و رفع یك حاجتی میشود، اینها هنر نیست، چیزی نیست. هنر تربیت اسلامی است، هنر آن است كه قلب تو و ضمیر تو و نفس تو به همان منبعی متصل باشد كه اگر آن منبع در اینجا حضور داشت آیا این عمل را انجام میداد یا نمیداد؟ این هنر است! كو؟!

