لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
4همان لذاتی كه در آن موقع برای افراد بوده، همان هم الان برای ما هست، الان كدام یك از ما در اینجا هستیم كه دوست نداشته باشیم به یك ریاستی برسیم؟ فقط من خودم را میگویم، گاهی یك وقت جسارت نكرده باشیم خدمت رفقا نه مسئله مسئله عام هست، حالا هر شخص نسبت به خودش مسئله را توجه ندهد. بهطور كلی، بحث بحث كلی است، البته اینطور هم نیست كه ما این قضیه را از خودمان بیرون كنیم، حالا شوخی یا جدی، خلاصه كم و زیاد! خوب است انسان همه مطالب را [اول به خودش بزند.] به قول مرحوم آقا خیلی توجه كنید به این نكتهها میفرمودند: ما وقتیكه خدمت آقای حداد بودیم نگاه نمیكردیم اینكه این مطلبی را كه ایشان میگویند به چه كسی میخورد؟ در وهله اول مطلبی را كه ایشان بیان میكردند به خودمان نسبت میدادیم، چرا بیاییم به كس دیگر بزنیم؟ چرا؟ ایشان دارد این حرف را برای ما میزند، پس ما باید به خودمان تطبیق بدیم، چرا باید بگوییم كه مرگ برای همسایه است؟ چرا باید بگوییم كه ساحت ما مبری و منزّه از این مسئله است؟ چرا؟ چرا به دنبال از بین بردن درد خود نباشیم؟ این خود بزرگترین درد است! درد داریم یا نداریم؟ كسی نمیتواند انكار كند. حالا كه این درد را داریم چرا وقتی یك صحبتی میشود این شیطان هی میآید از توجه این خطاب و این بیان به خود، به كنار میزند؟ این مسئله و قضیه چیست؟ چرا باید اینطور باشد؟ ایشان میفرمودند ما تمام سعیمان در این بود كه هر حرفی ولو به ما نمیخورد، ما این را میآمدیم به خودمان میزدیم، میگفتیم ایشان مقصودشان از این كلام من هستم، باید بروم درست كنم. یك دفعه یك جا را پیدا میكردیم، هان! ممكن است این مطلب ایشان، به آن نكته دقیق دقیقی باشد كه اصلا به ذهن كسی هم نمیآید، ممكن است به ذهن كسی هم خطور نكند، ممكن است یك فرد خیلی ظاهری باشد.

