لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
3اینهایی كه خدمت شما عرض میكنم مسائلی است كه به درد ما میخوردها، اینها قضایایی است كه خیال نكنید در هزار و چهارصد سال پیش اتفاق افتاده! آن وسوسههایی كه در آن سالهای اول بود آن وسوسهها به همان كیفیت الان هم هست. آن لذاتی كه در آن موقع بود الان هم هست، آن تفكراتی كه آن موقع بود الان هم هست. الان ما خودمان را جای اصحاب رسول خدا بگذاریم و احساس كنیم رسول خدا با این وضعیت مریض آمده و برای مردم صحبت كرده، فردا از این دنیا رحلت میكند و آن جریانات اتفاق میافتد. ما خود را در یك چنین وضعیتی قرار بدهیم، آنگاه ببینیم چه تصمیم میگیریم؟ مغز ما و گلبولهای ما همان و قدّ ما همانجور و هیچ تغییری نكردیم، فقط بین ما و بین آنها زمان هزار و چهارصد سال فاصله انداخته، فقط همین، والا همان است.
لذاتی كه در آن موقع افراد احساس میكردند چه لذات جسمی و چه لذات روحی، مگر الان نیست؟ چه لذتی الان در میان ما از نظر لذات جسمی موجود است كه در آن موقع نبوده؟ چه لذات روحی و نفسی و لذات جسمی و فیزیكی. البته لذت، لذت فیزیكی نیست و همه لذات، لذات نفسی و معنوی است. منتها بعضی از آنها صورت مثالی دارد، بعضی از آنها صورت تجرد دارد؛ زیرا مسئله لذت به نفس برمیگردد و نفس یك موجود مجرد است. بله، آلت و وسیله برای لذت مختلفاست؛ گاهی اوقات آن وسیله، وسیله روحانی است. گاهی اوقات آن وسیله، وسیله فیزیكی و جسمانی و مادی است. غذایی كه انسان میخورد از آن غذا لذت میبرد، این غذا یا مادی است همین برنج و سبزی خوردن و پنیری است كه انسان میخورد. اما آن لذتی كه میبرد زبان این لذت را نمیبرد، معده این لذت را نمیبرد، مغز آن لذت را نمیبرد، آن لذت در حینِ خوردن غذا را نفس میبرد كه آن نفس از حیث تجرد خودش باید آثار خودش و كیفیاتی كه بر آن مترتب میشود و خصوصیاتی كه بر آن بار میشود آنها هم با او سنخیت تجردی داشته باشند و آن سنخیت تجردی اقتضا میكند كه لذت هم لذت مجرده باشد. بعضی از این لذات، لذات معنوی هستند و جنبه مادی ندارند؛ قرآن میخوانید لذتی برای شما پیدا میشود، روایتی از امام صادق میخوانید ابتهاجی برای شما پیدا میشود، حكایت مفید و اندرز تاریخی میخوانید لذتی پیدا میشود، نماز میخوانیم لذتی برای ما پیدا میشود، حج بجا میآوریم لذتی پیدا میشود، در مجلس ذكر و توسلی شركت میكنیم، در مجلس اندرز و اخلاق میرویم لذتی پیدا میشود. این لذات وسیله و جنبه فیزیكی ندارند بلكه نفسِ همان ارتباطی كه پیدا میشود آن ارتباط، موجب لذات نفسانی است برحسب مراتبی كه انسان در ارتباط با قرب، آن مرتبه را احساس میكند. در بعضی از موارد حتی احتیاج به نماز خواندن و قرآن خواندن و كار عادی انجام دادن ندارد، نفسِ ارتباط و تعلقی كه ضمیر انسان با مبدأ پیدا میكند و آن تعلق موجب جلب نفحات جمالیه یا جلالیه از ناحیه پروردگار میشود، لذتی كه برای انسان حاصل میشود در جمال و لذتی كه پیدا میشود پس از جلال، آن لذات هم احتیاج به مسئله ندارد. پس لذات در هر حال جنبه نفسی دارد، جنبه ظاهری ندارد.

