
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
حقيقت تقوا. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفة: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ 2 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: الانسان يطير بهمته انسان به هر اندازه كه در اين راه همت بگمارد بهمان مقدار رشد و تعالي خواهد كرد. 3 توضيح راجع به مراتب و نعمات مختلف بهشت و جايگاهي كه اولياء الهي در آن مستغرق هستند. 4 توضيحي راجع به اقتضاءات نفساني و اميال افراد نسبت به امور مختلف بر اساس تفاوت سنين ايشان. 5 پرهيز و اجتناب كردن برخي از افراد نسبت به بعضي از امور بر اساس اقتضاءات نفساني ايشان بوده و ولايت بر زهد و تقواي و تقدس ايشان نميكنند. 6 در حالي كه خليفه اول به زهد و تناول نان و سركه ميپردازد از اعطاء منصب خلافت به صاحب اصلي آن خودداري ميكند. 7 توضيحي راجع به به كيفيت نفوذ شيطان در مدركات افراد و تأثير القاءات او بر پرده افكندن ايشان بر نفس خود بواسطه غلبه هوي و هوس. 8 كيفيت حشر و نشر مرحوم قاضي در ميان افراد. 9 سالك راه الهي فرديست كه در ارتباط با استاد و رفيق خود نسبت به مباني مكتب و دستورات استاد كامل به ميزان فهم و ادراك خود جامۀ عمل بپوشاند. 10 بيان مراتب مختلف افرادي كه در مجالس اولياء الهي شركت كرده و مطالب ايشان را اخذ ميكنند. 11 سالك راه الهي تنها درصورتي قادر به طي مراحل كماليه و بفعليت رساندن استعدادات خود خواهد بود كه در مقام انقياد و اطاعت كامل و تطبيق مباني مكتب و دستورات استاد كامل بر وجود خود باشد. 12 از جمله مصادیق سرقت و دزدي اين است كه فرد مطالب عاليه و راقيه افراد را بمنظور جلب توجه و گرايش مردم به خود بدون ذكر مرجع و منبع آن نوشته بيان كند. 13 ذكر حكايتي شيرين از گلستان سعدي در ارتباط با طبيبي كه براي طبابت به مدينه منوره رفته بود. 14 بيان برخي از مطالب در ارتباط با پرهيز از كثرت در تناول طعام و اثرات سوء آن بر روح و بدن. 15 اميرالمؤمنين عليه السلام الگو و سرلوحۀ همۀ افراد بشر تا روز قيامت ميباشد و بر همۀ افراد است كه وصايا و سخنان حضرت در نهجالبلاغه را به دقت مورد مطالعه و بررّسي قرار دهند.
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
توضیحات:
حقيقت تقوا. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفة: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ 2 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: الانسان يطير بهمته انسان به هر اندازه كه در اين راه همت بگمارد بهمان مقدار رشد و تعالي خواهد كرد. 3 توضيح راجع به مراتب و نعمات مختلف بهشت و جايگاهي كه اولياء الهي در آن مستغرق هستند. 4 توضيحي راجع به اقتضاءات نفساني و اميال افراد نسبت به امور مختلف بر اساس تفاوت سنين ايشان. 5 پرهيز و اجتناب كردن برخي از افراد نسبت به بعضي از امور بر اساس اقتضاءات نفساني ايشان بوده و ولايت بر زهد و تقواي و تقدس ايشان نميكنند. 6 در حالي كه خليفه اول به زهد و تناول نان و سركه ميپردازد از اعطاء منصب خلافت به صاحب اصلي آن خودداري ميكند. 7 توضيحي راجع به به كيفيت نفوذ شيطان در مدركات افراد و تأثير القاءات او بر پرده افكندن ايشان بر نفس خود بواسطه غلبه هوي و هوس. 8 كيفيت حشر و نشر مرحوم قاضي در ميان افراد. 9 سالك راه الهي فرديست كه در ارتباط با استاد و رفيق خود نسبت به مباني مكتب و دستورات استاد كامل به ميزان فهم و ادراك خود جامۀ عمل بپوشاند. 10 بيان مراتب مختلف افرادي كه در مجالس اولياء الهي شركت كرده و مطالب ايشان را اخذ ميكنند. 11 سالك راه الهي تنها درصورتي قادر به طي مراحل كماليه و بفعليت رساندن استعدادات خود خواهد بود كه در مقام انقياد و اطاعت كامل و تطبيق مباني مكتب و دستورات استاد كامل بر وجود خود باشد. 12 از جمله مصادیق سرقت و دزدي اين است كه فرد مطالب عاليه و راقيه افراد را بمنظور جلب توجه و گرايش مردم به خود بدون ذكر مرجع و منبع آن نوشته بيان كند. 13 ذكر حكايتي شيرين از گلستان سعدي در ارتباط با طبيبي كه براي طبابت به مدينه منوره رفته بود. 14 بيان برخي از مطالب در ارتباط با پرهيز از كثرت در تناول طعام و اثرات سوء آن بر روح و بدن. 15 اميرالمؤمنين عليه السلام الگو و سرلوحۀ همۀ افراد بشر تا روز قيامت ميباشد و بر همۀ افراد است كه وصايا و سخنان حضرت در نهجالبلاغه را به دقت مورد مطالعه و بررّسي قرار دهند.
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
17این افراد برحسب ظروف مختلف و برحسب ادراك مختلف با این بزرگان ارتباط برقرار میكردند. ولی ارتباط با یك بزرگ، ارتباطی است كه به همان مرتبه و مقام و موقعیت باید با او مرتبط شد و در مقابل او تسلیم بود. ارتباط با یك فردی كه این فرد یك مقدار از معلومات دارد این مقدار است كه انسان آنقدر با او رفت و آمد داشته باشد تا هرچه معلومات دارد بدهد و بعد هم تمام شد. بعد برای چه به خانهاش برود؟ سه جلسه و چهار جلسه و ده جلسه و یك ماه انسان بیاید یك ساعت و دو ساعت صحبت كند و بعد از اینكه كارش تمام شد، دیگر با او كاری ندارد. برادرش كه نیست برادرخواندهاش كه نیست، كاری كه با او ندارد. یك مقدار با او رفت و آمد میكند و بعد تمام میشود. ارتباطی كه یك فرد تاجر با یك شخص دارد در آن مقداری است كه او هم با او مرتبط باشد. احترام و رفت و آمد و ارتباط در آن محدودهای است كه آن شخص روابط تجاری را با او حفظ كند، اگر آن شخص این روابط را با دیگری برقرار كرد دیگر دلیلی نیست كه این شخص بخواهد با او استمرار روابط داشته باشد. ارتباطی كه یك انسان با طبیب دارد در حدی است كه بتواند او را معالجه كند و وقتیكه او را معالجه كرد برای چه برود به مطب؟ مریض به مطب میرود، آدم سالم كه به مطب نمیرود. ارتباطی كه یك انسان با یك مهندس دارد در حدی است كه بیاید و نقشهای بدهد و بعد خانه بسازد و خداحافظ شما و برود، تمام شد.
صحبت در این است ارتباطی كه یك انسان با یك ولی الهی دارد تا چقدر است؟ تا چه حد است؟ تا چه محدوده انسان باید با او مربوط باشد؟ یك ولی الهی در چه حد و مرتبهای است و چه برداشتی انسان از او دارد كه باید این ارتباط را با او حفظ كند؟ این ارتباط كه دیگر نهایت ندارد. ارتباط با او تا حدی است كه انسان احساس كند آن ولی الهی او را به همان مرتبهای كه خودش هست رسانده، این میشود ارتباط. و وقتیكه برساند دیگر ارتباط و غیر ارتباط معنا ندارد، اصلا آنجا اتحاد است. یعنی یك ولی الهی، یك عارف باللَه، یك فرد كامل از نقطه نظر ارتباط، انسان باید با او به نحوی باشد كه او بتواند آن مطالب و آن مسائل و آن خصوصیاتی را كه در نفس او و در ذهن و فكر و روش او به او رسیده است و او را لمس كرده و مس كرده و وجدان و شهود كرده، این مطالب را در او پیاده كند. مرحوم آقای حدّاد چه فرمودند؟ گفتند: فلانی! آنچه را كه من داشتم به پدرت تحویل دادم! این است معنا.
