رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
7مرحوم آقا میفرمودند: ما وقتی پیش مرحوم آقای حدّاد بودیم ـ یك وقتیكه با ایشان صحبت میكردم ـ ما از كیفیت ارتباط با استاد متوجه میشدیم كه او به چه مسائلی نظر دارد، به چه مطالبی نظر دارد. مگر همیشه باید همه چیز را گفت؟ گاهی اوقات انسان نسبت به بعضی از مسائل محذور دارد! ولی اگر فردی اینجا (عقل) را به كار بیندازد میفهمد كه آن استاد نسبت به چه مطالبی توجه دارد. از كیفیت بیان و تعابیری كه میآورد به آن روحیه و روش و منش استاد میتواند پی ببرد. حالا گاهی اتفاق میافتاد خود ایشان صریحا یك مطلب را میگفتند و بعضیها عمل نمیكردند! حالا این بماند، انشاءاللَه اگر امروز فرصت كردم تا حدودی به این مسائل بپردازم.
سالك كیست؟ آن كسی است كه در ارتباط با استاد و در ارتباط با رفیق و خبیر، نسبت به مدركات و نسبت به مطالبی كه مورد نظر دارد ـ به اندازه فهمش ـ حالا ما نمیگوییم به اندازه جبرائیل، هر كسی به اندازه مقدار ظرفیتی كه خدا به او داده است، به آن مقدار مرتكزاتی كه در او هست، به آن مقداری كه از مطلب فهم كرده است. بیش از این مقدار كه نیست، نه خدا خواسته و نه خلق خدا خواسته، نه، به آن مقداری كه فهمیده بینه و بین اللَه ـ اینجا دیگر بینه و بین اللَه ـ به آن مقداری كه فهمیده، آن مسائلی را كه میداند مورد توجه استاد است، آن مبانی را كه میداند مورد توجه استاد است. مورد توجه استاد چیست؟ صداقت؛ آدم با افراد، صادق باشد، دروغ نگوید. امانت؛ آدم با افراد امین باشد خیانت نكند. اینجا یك چیزی نگوید و جای دیگر چیز دیگر بگوید، اینجا یك چیزی صلاح نمیداند بعد برود جای دیگر خلافش را بگوید. حُسن تعهد؛ وقتیكه میگوید من این كار را فردا برای تو میكنم اگر شده فرش خانهاش را بفروشد و انجام بدهد، نه اینكه بگذارد دو سال و سه سال بگذرد، هنوز میبیند وقتیكه طلبكار نیامده سراغش، این هم عین خیالش نباشد! حسن تعهد، التزام به وعده، اخلاق مناسب و عطوف، ایجاد رحمت و عطوفت، برقراری عدل و مساوات نسبت به همه افراد، این مبانی را ـ مطالب دیگری هم هست، من چند چیز كلی را گفتم كه رفقا مطلب دستشان باشد ـ این مسائل را قبل از اینكه استاد بخواهد بگوید، این برود انجام بدهد.

