رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
6اگر اینطور حركت كنی، اگر این كفش را بپوشی، اگر به این نحو در میان مردم باشی، اگر خودت بیایی بیرون و دكان نانوایی بایستی و نان بخری، اگر خودت بیایی بیرون و دكان قصابی بایستی و گوشت بخری، اگر مردم در دستت دو كیلو میوه و سبزی دیدند چه میگویند؟ میگویند: ا عجب! این آقا میوه هم میخورد؟! پس چی؟ كاه میخورد؟! این اگر، اگرها میآید و او را در یك وضعیتی قرار میدهد كه خواهی نخواهی خود را از آن نعمتهایی كه خدا برای او مباح كرده است بیرون میكشد، از آن نعمتها دوری میكند. این زهد نیست.
مرحوم قاضی در منزلش حصیر داشت ـ به خاطر موقعیت خودش در آن موقع ـ اما وقتی بیرون میآمد زیباترین و شیكترین لباس و تمیزترین لباس و لباس گران میپوشید، نه از این لباسهای ارزان، عبا و قبای او در میان اجتماع و در میان مردم اینطوری ظاهر میشد كه همه افراد از نقطه نظر تمیزی و ظرافت و جمال ظاهری، ایشان را به یكدیگر نشان میدادند. مثلا: ببینید چگونه حركت میكند! در حالی كه وقتی میرفتیم در منزلش هیچی نبود. مصارف ضروری داخلی در آن موقع برای ایشان مهیا نبود. ولی در میان اجتماع اینطور ظاهر میشد. برای چه؟ برای اینكه بگوید من زاهد نیستم! من كلك سر كسی سوار نمیكنم، من در میان مردم اینطور نیستم كه بخواهم با حركتم و با رفتوآمدم بخواهم به این وسیله جذب قلوب كنم و افراد را به سمتخود بكشانم! این مسئله است.
لذا هر شخصی در آن همتی كه برای رسیدن به مقصد و مقصود دارد به همان اندازه خداوند به او اجر و پاداش میدهد؛ اگر كسی همت خودش را در حدّی قرار بدهد كه حاضر باشد برای رسیدن به مطلب، به هر مطلبی كه بر او ارائه میشود گردن بگذارد، سر تسلیم بگذارد، در هر مرتبهای و در هر وضعیتی و خودش قبل از اینكه به او تذكر داده شود به استقبال آن مطلب برود.

