
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
23لذا این مطلبی را كه رفقا از مرحوم آقا شنیدند كه ایشان میفرمودند: آن افرادی كه بعداً برای آنها مسئله پیدا میشود از اول كار آنها ایراد داشت، همین قضیه است. آن كسی كه از اول میآید، نه اینكه از اول نیاید، نه اینكه این را بزرگ و ولی نداند، نه، آن میزانی كه از خودش مایه میگذارد، آن میزان برای رسیدن به این بزرگ كافی و وافی نبوده. آمده میگوید برویم خدمت علامه طهرانی استفاده كنیم! استفاده هم میكند ـ این مسئلهای است كه برای ما مهم است این است، مطلب و مرتبه دیگر هم داریم كه انشاءاللَه در جلسه بعد عرض میكنم ـ آنكه الان داء و درد ما است و ما باید به آن بپردازیم این مطلب است نه اینكه ما این مطالب را قبول نداریم، نه، اگر قبول نداشتیم كه اینجا نمیآمدیم، قبول داریم. نه اینكه ما نسبت به این مكتب اعتقاد نداریم، نه! این درست است. نه اینكه ما این روش بزرگان و سایر روشهایی كه با چشم خود دیدیم و تجربه كردیم ترجیح نمیدهیم، نه، این هست. این مسئله را هم دیدیم و تجربه كردیم. هر كسی به اندازه فهم و استعداد و سعه خودش، این مسائل را همه دیدیم، اینها همه درست، استفاده هم میكنیم. ولی صحبت در این است كه چه عاملی پیدا میشود كه ابتدای قضیه كه میآییم با شور و نشاط و حرارت و اینها، یك سال و دو سال كه میگذرد كمكم سرد میشود. این چه عاملی وجود دارد؟ چه قضیهای اتفاق افتاده؟ چه مطلبی هست كه سالك به جای اینكه هر روز در خودش نشاط و انبساط و عزم و اراده و همت بیشتر نسبت به راه قرار بدهد در بعضی از اوقات انسان مشاهده میكند كه این حالا كمكم مثلا این خوب است! مقداری كمكم میگذرد، حالا نرفتیم هم نرفتیم و مطالب را میبینیم و میشنویم! فلانی هم آدم خوبی است! آن كسی كه این طرف و آن طرف هست. كمكم آن مسئله و صلابت اول و اشتیاق و حرارت اول از دست میرود. بخاطر چیست؟ بخاطر اینكه آن ترسیم صحیح و آن یافتن كافی از وضعیت و موقعیت خود در قبال راه را نداریم.
