
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
22یكی از افراد بود همین چندی پیش آمد یك مطلبی ـ اسم نمیبرم چه مطلبی ـ گفت من در همه جا فلان و این حرفها ... دارم از دنیا میروم فقط میخواهم این را به شما بدهم و بروم. گفتم آقا این را هم با خودت ببر در قبرت! میخواهم چه كار؟ گفت: آقا من در همه این دنیا فلان و این حرفها ... گفتم: آقا این را بگذار در قبرت، بگذار در كفنت یك وقتی برو اگر میتواند از تو جلوی سؤال نكیر و منكر را بگیرد بیار بده به من، این حرفها چیست؟
چرا انسان بخواهد برای خودش غل و زنجیر ایجاد كند؟ چرا میخواهد به دست و پایش غل و زنجیر بزند؟ چرا به دنبال این برود كه یك چیزی را ببیند یا نبیند؟ چرا برود دنبال یك چیزی كه مشاهده كند؟ یا مكاشفه كند یا نكند؟ چرا برود دنبال این مكتبهایی كه این را میگویند و آن را میگویند كه فردا چه میشود و پس فردا؟ تمام اینها چرت و پرت است آقاجان، همه اینها چرت و پرت است. فقط خدا را باید در نظر بگیری، داد، داد و این وسط اگر نداد خودش میداند. مگر ما مملوك نیستیم؟ یك وقت مولا و ارباب یك پولی را در جیب بندهاش میگذارد یك وقت هم نمیگذارد. بگذارد یا نگذارد مگر این بنده از نظر شرعی مالك میشود؟ یعنی همان موقعی كه مولا این پول را داده است و این گذاشته، همان موقع میتواند این را بردارد. حالا كه این تفاوتی نمیكند این بنده به خودش چه ببیند؟ تمام این مسائل همه از این قبیل است. همه از این قبیل است.
دیگر خیال میكنم وقت گذشت رفقا، ساعت تقریبا یازده و نیم است، یك رحمی هم به حال ما بكنید!
این افرادی كه میآمدند پیش مرحوم آقا اینها افرادی نبودند كه مرحوم آقا یا مرحوم آقای حدّاد را قبول نداشتند، قبول داشتند ولی خودشان را تا چه حد قبول داشتند؟ چقدر به ارزش خودشان رسیده بودند؟ گوهر درون وجود خود را تا چه مقدار كشف كرده بودند؟ این مهم است. این ولی خداست، بسیار خوب. این ولی خدا بودن كار تمام نیست. تا اینكه انسان به این نرسد كه خودش تا چقدر زمینه و همت و آمادگی و استواری و گذشت دارد، آن ولی خدا مسئله اش فرقی نمیكند. او سر جایش هست و سر جایش نشسته است. لذا میگویند «آب كم جو تشنگیآور بدست» دنبال آب نرو، اول باید آن عطش برای انسان پیدا شود، او هم به همان میزان عطش، انسان را سیراب میكند. اگر عطش زیاد باشد یك مشك آب میدهد، اگر عطش كم باشد یك لیوان میدهد. میگوید عطشت همینقدر است دیگر، طلبت همینقدر است و طلبت همین قدر است، ظرفیتت همینقدر است.
