
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
20كار اولیای خدا چیست؟ این التذاذ نفسانی را بگیرند، التذاذ ربّانی به آن بدهند. خدا را به تو میدهیم علم غیب میخواهی چه كار؟ حالا تو علم غیب میدانی یا نمیدانی. حالا من فهمیدم شما آمدی پیش من و یك همچنین نیتی داری، داری كه داری، داری دیگر، من چكار كنم؟ حالا فرض كنیم مریضی آمد پیش من و من یك حمدی خواندم و خوب شد. حالا تا روز قیامت ... نه آقا جان، امروز خوب میشود و فردا یك پاره آجر میخورد سرش و تمام میشود! تو اگر راست میگویی یك حمد برای خودت بخوان كه از دست عزرائیل جان سالم به در ببری! نه آقا جان! این حمدها و اینها، همه در یك پروندههایی هست، از آن مقدار بخواهد بگذرد اجازه نمیدهند، میگویند آقا زیادهروی كردی و خودت برو كنار، این یك حدی دارد حسابی دارد!
این میآید پیش آقای حدّاد، آقای حدّاد كه هم سطح این نیست. آقای حدّاد رسیده به آن نقطه، میگوید بنده خدا بیا من تو را به آنجا میرسانم این التذاذ را از تو میگیرم او را در جای این قرار میدهم، خدا را در قلبت میگذارم، در آن موقع دیگر نه شفا میتوانی بدهی، از این شفا دادن راحتت میكنم، كسی نمیآید درب خانهات صف بكشد، آی دلم درد گرفت آی آپاندیسم، راحت میشوی و وقتی مردم ببینند كاری از دستت برنمیآید میروند پی كارشان، همان قرص و آسپیرین خودشان را میخورند، كار دیگری نمیكنند. اولا از دست مردم راحت میشوی، ثانیاً از دست تخیلاتت، این الان برای تو مانع شده است. تا این هست او پایش را نمیگذارد، «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» این التذاذ نفسانی برای تو به یك دیو تبدیل شده است. این لذت برای تو به یك دیو تبدیل شده است. تو كه میگویی من چشمم را میبندم تمام زمین را میبینم مگر هنر كردی؟ یك ماهواره هم تمام زمین را میبیند! یك نیمكره و زیرش هم یك نیمكره دو تا ماهواره میفرستیم هوا! حتی حركت را میبیند، حتی یك حركت ضعیف را میبیند، هنر كردی؟ منتها آن ماهواره بیچاره تقصیر ندارد، آهن و آلومینیوم و دستگاه است و یك مشت سیم است، گناه ندارد. ولی این دیدن تو غول و دیو و مانع شده است و نمیگذارد او پایش را در اینجا بگذارد. این را به من بده تا او را به تو بدهم. میبیند نمیتواند بدهد، دیدی حالا!
