
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
17این افراد برحسب ظروف مختلف و برحسب ادراك مختلف با این بزرگان ارتباط برقرار میكردند. ولی ارتباط با یك بزرگ، ارتباطی است كه به همان مرتبه و مقام و موقعیت باید با او مرتبط شد و در مقابل او تسلیم بود. ارتباط با یك فردی كه این فرد یك مقدار از معلومات دارد این مقدار است كه انسان آنقدر با او رفت و آمد داشته باشد تا هرچه معلومات دارد بدهد و بعد هم تمام شد. بعد برای چه به خانهاش برود؟ سه جلسه و چهار جلسه و ده جلسه و یك ماه انسان بیاید یك ساعت و دو ساعت صحبت كند و بعد از اینكه كارش تمام شد، دیگر با او كاری ندارد. برادرش كه نیست برادرخواندهاش كه نیست، كاری كه با او ندارد. یك مقدار با او رفت و آمد میكند و بعد تمام میشود. ارتباطی كه یك فرد تاجر با یك شخص دارد در آن مقداری است كه او هم با او مرتبط باشد. احترام و رفت و آمد و ارتباط در آن محدودهای است كه آن شخص روابط تجاری را با او حفظ كند، اگر آن شخص این روابط را با دیگری برقرار كرد دیگر دلیلی نیست كه این شخص بخواهد با او استمرار روابط داشته باشد. ارتباطی كه یك انسان با طبیب دارد در حدی است كه بتواند او را معالجه كند و وقتیكه او را معالجه كرد برای چه برود به مطب؟ مریض به مطب میرود، آدم سالم كه به مطب نمیرود. ارتباطی كه یك انسان با یك مهندس دارد در حدی است كه بیاید و نقشهای بدهد و بعد خانه بسازد و خداحافظ شما و برود، تمام شد.
صحبت در این است ارتباطی كه یك انسان با یك ولی الهی دارد تا چقدر است؟ تا چه حد است؟ تا چه محدوده انسان باید با او مربوط باشد؟ یك ولی الهی در چه حد و مرتبهای است و چه برداشتی انسان از او دارد كه باید این ارتباط را با او حفظ كند؟ این ارتباط كه دیگر نهایت ندارد. ارتباط با او تا حدی است كه انسان احساس كند آن ولی الهی او را به همان مرتبهای كه خودش هست رسانده، این میشود ارتباط. و وقتیكه برساند دیگر ارتباط و غیر ارتباط معنا ندارد، اصلا آنجا اتحاد است. یعنی یك ولی الهی، یك عارف باللَه، یك فرد كامل از نقطه نظر ارتباط، انسان باید با او به نحوی باشد كه او بتواند آن مطالب و آن مسائل و آن خصوصیاتی را كه در نفس او و در ذهن و فكر و روش او به او رسیده است و او را لمس كرده و مس كرده و وجدان و شهود كرده، این مطالب را در او پیاده كند. مرحوم آقای حدّاد چه فرمودند؟ گفتند: فلانی! آنچه را كه من داشتم به پدرت تحویل دادم! این است معنا.
