اصول اساسی راه سیروسلوک
9این روش زندگی اگر به نحوی باشد كه انسان بخواهد آن روش را بر اساس رسیدن به آن هدف تنظیم كند، این روش او را به مطلوب میرساند. اگر سی درصد انسان خودش را با این روش تطبیق دهد سی درصد به مقصد میرسد، هفتاد درصد از كیسهاش رفته. پنجاه درصد، پنجاه درصد، پنجاه و هفت درصد، پنجاه و هفت درصد، پنجاه و هشت درصد هم نمیدهند. یك ملائكهای خدا درست كرده نه تنها اینها عكسبرداری میكنند، نه تنها اینها همه چیزهایی كه گفتیم همه را یادداشت میكنند، به اندازه سر سوزن، یك خطور اگر در مغز ما بیاید همان را یادداشت میكنند و روز قیامت میگذارند كف دستمان، مُو لای درزش نمیرود. اینكه میگویند مو را از ماست میكشد اینها ملائكه هستند. در این دنیا سر خیلیها كلاه میرود، با خیلی از ظواهر ما گول میخوریم، با خیلی از خصوصیات آراسته و شایسته و جاذب دل و دین از ما ربوده میشود ولی ملائكه اینطور نیستند. آنهایی را كه خدا بر ما گماشته، میآیند مُو را از ماست بیرون میكشند. در فلان وقت در فلان موقع شما كه میخواستی این شیء را بخری این انفاق را میخواستی بكنی این خدمت را میخواستی انجام بدهی، همراه با آن، آن خطور آمد در ذهنت، آن خطور آمد هفتاد درصد مسئله را از بین برد؛ بفرما این سی درصدش. یوْمُ التَّغابُنِ بخاطر این است. يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ ... التغابن، ٩ یك روزی خدا همه را جمع میكند، آن روز روز احساس غبن است و تغابن یعنی احساس غبن و خسارت.
من خودم در مدت حیات و زندگی كه با مرحوم والد رضوان اللَه علیه داشتم نسبت به این مسئله آنقدر از ایشان حكایت دارم، آنقدر مطلب دارم، مواردی كه آنچنان ایشان در اخفای مسئله دقت میكردند، به قول معروف كه میگویند دست چپ از دست راست اطلاع پیدا نمیكند، خبر ندارد. آنچنان این مسئله برای ایشان نسبت به افراد محرز بود كه گاهی اوقات ما را دچار حیرت میكرد و در بعضی موارد میدیدم یك مرتبه عجب! برای چه ایشان چنین حرفی را زده؟ چنین كاری كرده؟ بعضی از مطالب را ایشان به من میفرمودند و من را به دنبال بعضی از مسائل میفرستادند كه من در رفتن به سمت آن مسئله مقداری تثاقل میكردم و مطلب برایم مشكل بود آنچه را كه ایشان گفتند انجام بدهم یا نه؟ و بعد میدیدم حق با ایشان است، آنجا باید این نحوه عمل كرد و اینجا باید اینجور عمل بشود. بعد متوجه می شدم این مورد، یك موردی بوده كه باید با او به این كیفیت برخورد شود. بعدها من میفهمیدم.

