اصول اساسی راه سیروسلوک
11آمد مطلب را پیش خودش حلاجی كرد كه این كاری كه من الان دارم انجام میدهم درست است برای مردم است و نمازی كه میخوانم و صحبت و رفت و آمدم شعائر است. ولی خود من در اینجا در چه وضعیتی هستم؟ من در اینجا وضعم به كجا میگذرد و من چه نتیجهای در این چند سالی كه از نجف و از سامرا آمدم برای من حاصل شد و در من چه تغییری حاصل شد؟ نگاه كرد دید هیچ فرقی نكرده. بله اوقاتش همه به این امور گذشته است. ولی وقتی به خودش مراجعه میكند میبیند آن موقع كه از سامرا آمدم به اصفهان حضور قلبم بیشتر از الان بود توجه میكنید چه میخواهم بگویم آن وقتیكه از آنجا آمدم فرصت برای نماز و حضور قلب و مراقبهام بیشتر از الان بود. الان همه فكرم این است كه موقع نماز ظهر با این سیل جمعیت چه كنم، پس بروم مسجد. بعدازظهر كه میخواهم بخوابم همه فكرم این است كه موقع غروب این همه مردم معطل هستند باید بروم. شب موقع خواب در ذهنم این است كه فردا چه مسائلی و مشكلات و رفت و آمدی و چه مشاغلی برای من آماده است و فراهم است تا بخواهم به آنها بپردازم! اینكه همهاش شد برای مردم! اینكه همه امور و كار ما شد برای مردم، پس خودم چی؟
برداشت نامه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به مالك اشتر را مطالعه كرد. دید حضرت در آنجا میگویند: مالك! من كه تو را به مصر میفرستم خیال نكن كه تمام وجود تو را برای مردم میفرستم، وجود تو برای خود تو محترم است. باید مقداری از آن وجود را برحسب تكلیف الهی برای رتق و فتق امور مردم اختصاص دهی و بیشتر نه. مقداری از آن وقت خود را باید برای خودت بگذاری نه برای زن و بچهات، آنها وقت جدا دارند. برای خودت، وقت برای مردم و زن و بچه برای خودش است. باید مقداری از وقتت را برای خودت و خودت و خلوت خودت قرار دهی، بنشینی و به خودت فكر كنی. اگر میل به نماز داری نماز بخوانی و اگر میل به قرآن داری قرآنی بخوانی، اگر میل به ذكر و ورد داری ذكر و وردت را بگویی، اگر میل به تفكر داری بنشینی در خودت و در مآل خودت و اعتباریت دنیا و حقانیت آن طرف فكر كنی هیچ شده است كه ما در شبانه روز یك ربع بنشینیم و به این مسائل فكر كنیم؟ برویم در اتاق، در را ببندیم و چراغ را هم خاموش كنیم و در تنهایی بنشینیم به حال خودمان فكر كنیم. به كاری كه صبح تا شب میكنیم فكر كنیم، چقدرش لازم است و چقدرش لازم نیست؟ چقدر بیخود داریم میدویم؟ تابهحال شده این كار را بكنیم؟! حضرت بعد میفرماید: خیال نكن بگذاری آن وقتیكه همه كارها را انجام میدهی خسته و كوفته و مرده، بدنت را به حال غش بیاورند در خانه بیندازند تازه آن وقت خودت باشد، نه عزیزم! باید بهترین اوقات سرحالی و نشاط در بهترین وضعیت در وضعیتی كه مغزت در بهترین وضعیت میتواند كار كند، نه اینكه تمام انرژی خودش را سوزانده و صرف مردم كرده و حالا كه خالی شده میخواهی به خودت فكر كنی، در وقتیكه بهترین وضعیت را بدنت دارد كاملًا سلامت و تازه آن وقتت را بگذاری برای خودت، برای نمازت، برای قرآنت.

