اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان

14036
نسخه عربی

محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان

14
  • خدا به انسان دو تا چشم داده است برای اینکه خارج را ببیند، دو تا گوش هم داده است که این صحبت‌ها را بشنود، و همین حواسّ ظاهری را داده است؛ دیگر حسّی به ما نداده است که با آن حس، افکار و نفوس و این خیالات و این همه آرزوها و این جنایات و این نقشه کشی‌ها و این مرگ‌ها و این حیله‌ها را ـ که عجب جهنم‌های سوزانی است که هرچه بریزند توی جهنّم باز می‌گوید که: من گنجایش دارم باز اینها را بیاورید ـ درک کنیم. این مال همین ظهورات نفس است دیگر! این را خداوند علیّ‌أعلیٰ پرده کشیده است؛ عجیب پرده‌ای است! هیچ‌وقت هم این پرده را بالا نمی‌زند و بگوید: أیّها النّاس، خلایق، جمع شوید و ببینید در ذهن فلان‌کس چه خبر است! شما سابقه دارید که در این زمان و در زمان‌های سابق، پیغمبری هم‌چنین کاری کرده باشد، امامی این کار را کرده باشد، خدا این کار را کرده باشد؟! ابداً ندیدیم!

  • دوام حلم پروردگار در برابر گناهان تا رسیدن عبد به فعلیّت محض

  • این همان حلم پروردگار است که مهلت می‌دهد تا آنجایی که دیگر فعلیّت محض است، آنجا دیگر عالَم استعداد نیست! این عالم، عالم استعداد و جای برگشت است، و خداوند هم تمام بندگانش را دوست دارد. همین افرادی که مالک ذهن‌های آلوده و نفس‌های آلوده هستند، لعلّ اینکه برگردند دیگر. انسان تا آخرین ساعت عمر، کارش یکسره نشده است؛ نه سعید می‌تواند در سعادت خود مغرور باشد، و نه شقی می‌تواند از رحمت خدا مأیوس باشد. و بزرگترین گناه، یأس از رحمت خداست؛1 همان شقی هم نمی‌تواند از رحمت خدا مأیوس باشد! اگر شخصی که در نهایت شقاوت است بیاید سؤال کند: از رحمت خدا من مأیوسم! پیغمبر به او جواب می‌دهد: این گناه است! همین یأس بر تو گناه است! یأست را کنار بگذار، بیا به‌سوی خدا؛ آن شقاوت تبدیل به سعادت می‌شود!

    1. المُسترشد فی إمامة علی بن أبی‌طالب علیه السّلام، ص ١٥١:
      «حَدَّثَنی سُفیانُ بنُ عُیَینَةَ الخَطمیُّ، قالَ: حَدَّثَنی: أنَّ الزُّهریَّ عَزَّرَ غُلامًا له، فماتَ تحتَ یدِهِ، فَقَنَطَ  حَتَّی أتیٰ عَلیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السّلام فقالَ له: ”قُنوطُکَ أعظَمُ مِن ذَنبِک!“» ترجمه:
      «سفیان بن عیینه می‌گوید: زهری غلامی را تعزیر و تنبیه کرد که باعث مرگ آن غلام شد. پس نا امید و مأیوس شد، تا اینکه نزد حضرت سجّاد علیه السّلام آمد. حضرت فرمودند: ”یأس تو گناهی است که از گناهی که انجام دادی بزرگ‌تر و عظیم‌تر است!»