ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
6الان این قرآن كریم در دست ماست همین آیهای كه امام صادق علیهالسّلام در انتهای مطالبشان به عنوان بصری این آیه را فرمودند: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. راجع به یك جریانی بنده با یك فردی یك مطلبی داشتم. گفتم كه آقا روش پیغمبر و ائمه و اولیای دین همه براساس بحث بوده. بیایید بحث و صحبت كنید و اگر حق با شماست بنده میپذیرم، اگر حق با من است شما بپذیرید. در جواب بنده همین آیه را نوشتند، همین آیهای كه ما به این آیه مبتلا هستیم. در جواب من نوشته میشود و پاسخ من داده نمیشود. خودمان عمل نمیكنیم. التفات كردید؟ آیه در قرآن هست و نیازی به امام صادق و اولیای الهی هم نیست همین قرآن، حالا حضرت آمدند به عنوان این آیه را فرمودند و توجه دادند كه شما كه روزی یك جزء قرآن را میخوانی، همینطور سرسری نخوانید، بفهمید این آیات را و ترجمهاش را هم نگاه كنید.
مرحوم آقا در توصیهای كه میكردند به افراد روزی یك حزب و پنجاه آیه میگفتند با تدبّر باشد نه اینكه مثل كارتی كه در اداره میزنند. یك حزب را هم هری بخوانیم تا آخر و به یك دستور عمل كردیم و قرآن را هم كنار بگذاریم. نه آقا این فایده ندارد، آن قرآنی فایده دارد كه وقتیكه میخوانیم متوجه مضمون و مفهومش باشیم و اینطور بدانیم. چرا میگفتند جوری قرآن بخوانید كه خدا را قاری و خود را مخاطب و مستمع بدانید؟ چرا؟ برای همین قضیه، جوری خود را قرار بدهیم كه ما در جای رسول خدا نشستیم و جبرائیل این آیات را برای ما آورده است، اینطور باید قرآن بخوانیم تا مؤثر واقع بشود.
جبرائیل وقتی قرآن را برای پیغمبر میآورد پیغمبر معنایش را نمیفهمید؟ هری همینطور، آیه آمده، نصف سوره و بعد هم افرادی كه در آنجا بودند از كتّاب وحی میگرفتند و اینها را مینوشتند یا نه؟ پیغمبر این آیات را میگرفت و قبول میكرد و در سینه میپذیرفت و بعد میرفت روی این آیات فكر میكرد. حال خودش را با یك یك از معانی و بطون این آیات تطبیق میداد. اینكه ابن مسعود قرآن برای پیغمبر میخواند و پیغمبر اشكش همینطور از دیدگانش جاری بود برای چه بود؟ چه میفهمید پیغمبر كه گریه میكرد؟ چرا همین قرآن را اگر ما بخوانیم گریه نمیكنیم؟ چون پیغمبر یكیك حال خودش را با این عوالمیكه در این آیه هست تطبیق میداد و به این آیه به عنوان یك حقیقت لایتناهی نگاه میكرد و آن عظمت و عوالمی كه در این مفاهیم آیات گنجانده شده بود و او اطلاع داشت باعث میشد كه روحش به سمت آن عوالم پرواز كند و اشك از دیدگانش بیاید. ما همینطور قرآن را باز میكنیم، خب امروز یك حزب خواندیم و فردا هم یك حزب خواندیم و توقع داریم جبرئیل بیاید برای ما طاق نصرت بیندازد! كارتان را كردید دیگر، البته راجع به این قضیه امروز مقداری مطلب داریم خدمت رفقا! آماده باشند! نه! اینطور نیست. قرآن را باید با تدبّر و با تأمل به نحوی خواند كه انسان یك مرتبه در هر آیه بایستد و توقف كند و یك مرتبه بیدار باش به ذهنش بخورد: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ.

