ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
5گاه گاهی من وقتیكه صحبتم با رفقا تمام میشود و میآیم پایین، بعضی از افراد میگویند آقا یك نصیحتی بكنید. میگویم پس من این دو ساعت بالا چه كار میكردم؟ این مطالبی كه میگوییم نصیحت است دیگر، میگویند نه، یك مطلب خاصی میخواهیم. گفتم هر كدام از این جملات من اختصاص به شما دارد، یك ساعت و نیم را روی كاغذ بیاورید، چقدر میشود؟ هر جملهاش، مربوط به خود من و خود شماست. رودربایستی هم ند اریم. عمل كردیم جلو رفتیم، عمل نكردیم، نمیرویم و ما را جلو نمیبرند رفقا. این را بدانید و در روز قیامت هم ما پای این قضیه و مطلب میایستیم، اگر من و شما به مطالبی كه از بزرگان و اولیای دین و از ائمه علیهمالسّلام به دست ما رسیده است عمل نكنیم به مطلوب نخواهیم رسید، اگر سی درصد عمل كنیم، سی درصد رفتیم، سی و سه درصد، سی و سه درصد.
این مطلبی است كه مرحوم آقا در سال آخر حیاتشان به عدهای از رفقا كه در مشهد آنها را جمع كردند و گفتند: ما مطلب را گفتیم و حجت را بر شما تمام كردیم. بنده در یك صحبتی از ایشان یادم است كه فرمودند: ما بیش از آن مقداری كه برای شما لازم بود مطلب به شما ارائه دادیم، بیشتر از آن مقدار. بنده به سهم خودم یك چنین مطلبی را ادراك میكنم و بقیه دوستان و رفقایی كه خدمت آن بزرگ بودند آنها هم باید اعتراف كنند. چیزی نبوده است كه ایشان نگوید. اگر كسی عمل نكرده است ما بودیم و به ایشان ارتباطی ندارد. تمام آن مطالب و مسائلی كه بعد از مرحوم آقا اتفاق افتاد تمام آنها به خاطر این بود كه ما به مطالب ایشان عمل نكردیم. مگر همین مطالب را ایشان در كتب خود ننوشتند؟ مگر همین مسائل را ایشان شفاهاً به رفقا تذكر ندادند؟ مگر این مطالب راجع به استقامت در طریق، عدم توجه به مكاشفات و اعتبارات و به تخیلات و تطبیقمشاهدات با موازین، مگر اینها را ما هزار بار از ایشان نشنیدیم؟ اینكه میگویم هزار بار شاید كم است، بیش از هزار بار! حالا یكی نمیآید عمل كند! به ایشان چه ارتباطی دارد؟ بنده به این مطلب عمل نمیكنم چه ارتباطی به ایشان دارد؟

