ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
4خیلی آیه عجیبی است، به ظاهر ساده است. همینطور میخوانیم و میرویم تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ اینكه كاری ندارد. انسان بزرگمنشی نمیكند و اعتلا نمیكند و كاری ندارد. ما كه به دنبال اصلاح هستیم و به دنبال فساد نیستیم! در عمل مشخص میشود كه انسان چقدر این حقایق را توانسته بر خود منطبق كند و خود را با این واقعیات تطبیق دهد. آنجایی كه پای نفس و نفسانیات در كار میآید و آنجایی كه پای احترام به خود و آبروی دیگران به كار میآید، آنجا كه مصالح دنیوی و اعتبارات دنیوی قدم به عرصه وجود انسان و شخصیت و شئون انسان میگذارد، آنوقت ببینیم خودمان را چقدر با این آیات تطبیق دادیم. وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ و در آخر نتیجه اختصاص به متّقین دارد. آن كسانی كه اهل تقوا هستند، آن كسانی كه به دنبال تقوا میگردند، آن كسانی كه هدفشان و مقصودشان رسیدن به مسئله تقوا است.
با توجه به مطالبی كه قبلا عرض شد و تصوراتی كه ممكن است برای ما اتفاق بیفتد در ضمن این مطالب و مباحث یا از سایر جاهای دیگر، امروز من به نظرم رسید كه نسبت به یك مطلب كه بسیاری از افراد چه در صحبتها و یا در نوشتجات و نامههایی كه مرقوم كردند نسبت به این مطلب توجه دادند و مسئله را به این كیفیت بیان كردند، به نظر رسید كه در اینجا جایش است كه قبل از وارد شدن در مسئله تقوا و اینكه مقصود امام صادق علیهالسّلام از مفهوم تقوا چیست و درجات تقوا كه حضرت میفرمایند چیست. از لحن كلام امام صادق علیهالسّلام و همینطور استدعای «عنوان بصری» اینطور به نظر میرسد كه حضرت مطلب را تا اینجا تمام كردهاند. چون بعد از این عنوان به امام صادق علیهالسّلام عرض میكند كه اوصینی؛ سفارشی به من بكنید و مطلبی به من بگویید؛ یعنی علاوه بر این مطالبی كه تا به حال شما به من فرمودید اضافه بر آن، توصیهای ندارید اضافهای نسبت به مطلب ندارید.

