
ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
18میگویند كه آقا ما در این مدت تغییر حالی پیدا نكردیم! مگر قرار بر این است كه شما تغییر حال پیدا كنید؟ مگر بنده چنین تضمینی دادم؟ اگر قرار بر این است كه از من مطالبه بخواهید بكنید، بنده هیچ تضمینی به هیچكس نمیدهم. از الان میگویم، مطالبی است بیان شده، بنده آن مطالب را در اختیار رفقا میگذارم، اگر خلاف است به بنده ارتباطی ندارد، اگر صحیح است این مطالب، برای افراد بیان شده است. بنده نه قیم دین و نه قیم دیگران هستم، نه قیم سلوك هستم و نه ولی هستم و نه هیچ شخص دیگر. ولی دین و ولی شرع و ولی عالَم اسلام حضرت بقیه اللَه حجه بن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداه است و بس تمام شد. اگر كسی حرفی دارد برود سراغ ایشان! چرا من؟ بنده چه كاره هستم؟ تغییر حال پیدا نشده به من چه ارتباطی دارد؟ مگر بنده برای عدم تغییر حالم سراغ كسی رفتم؟ مگر این سلوك آمده مشكلات كسی را حل كند؟ آقا من فلان مسئله و فلان مشكل را داریم، دارید كه دارید به بنده چه ارتباطی دارد؟ آقا ما چند وقتی در اینجا آمدهایم گیرهایی داریم! بنده چه كار كنم؟ بنده بنگاه دارم؟ بنده محل رفت و آمد و رفع و رجوع افراد هستم؟ اگر كسی ضیقی دارد برود سراغ امام زمان و خدا.
آنچه را كه وظیفه بنده است این است كه راه و روشی كه بزرگان برای حیات و برای تربیت نقل كردند بیاورم و بدون خیانت و دست بردن و بدون مصالح دنیوی و منافع دنیوی و آن مقداری كه به نفعم هست، نه آن مقداری كه به ضررم است، به آن مقدار بیایم بیان كنم، بدون خیانت و با امانت، اما اضافه بر این به بنده چه ارتباطی دارد؟ تغییر حال پیدا نشده خب نشده كه نشده، بروید ببینید چرا نشده. اگر جای دیگر هست بلند شوید و بروید در آنجا، هیچ ارتباطی به بنده ندارد. ما خیال میكنیم همینكه یك نفر آمد در سلوك همان سال اول باید بیاید جبرائیل جلویش قربانی كند و میكاییل بیاید طاق نصرت ببندد و اسرافیل بیاید فرش بگستراند و ملائكه بادش بزند، نه آقا این حرفها نیست. سلوك یعنی انسان قدم بگذارد در یك مسیری تا وقتیكه عزرائیل میآید سراغش، متوجه شدید؟ تا آن وقت باید به دنبال دستورات و مطالب باشد اگر حالش عوض شد كه شد و اگر نشد نشود، این معنا، معنای سلوك است.
