
ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
16برای حفظ دین بوده یا برای نگه داشتن یك مشت مرزی كه با یك قرارداد سه كیلومتر میرود آن طرف و با یك قرارداد چهار كیلومتر میآید این طرف، این میشود حدود ما، تمام اینها اعتباری است و تخیلی و قرارداد روی كاغذ است. حد چیست؟ مرز چیست؟ حدّ، حدّ اسلام و دین است. مرز، مرز اسلام است. این مردم آمدند و با تمام قوا و توان و هستی خود آنچه را كه داشتند در بازار سباق قرار دادند. ایشان فرمودند برای چه این كار را كردند؟ برای اینكه اسلام جایگزین شود. آن حكومتی كه با تمام قدرت درصدد هدم دین و از بین بردن شعائر دین برآمده بود، الان مردم گفتند كه ما آمدیم جلو و خون و جان دادیم و خرابی و دربهدری را تحمل كردیم. این مسئله، مسئلهای است كه گریبان انسان را میگیرد آقا! عالم دینی نسبت به این قضیه مسئولیت دارد. در روز قیامت آن مرد و زن و جوان و مادر كه فرزند و پدر و مال و جان و هستی خود را از دست داده میآید سراغ من و میگوید من این كار را كردم و تو چه كردی؟ من كه نیامدم برای یك مشت خاك، جان من ارزشش خیلی بیشتر از یك مشت خاك است. فرض كنید كه این رودخانهای كه دارد میرود این رودخانه و این كوه نباشد این غاری كه فلانجا است نباشد، مفاخر ماست! هان! حالا نباشد به كجا برمیخورد؟ اگر در روز قیامت بگوید تكلیف چیست؟ ایشان فرمودند: اینكه ما به مشهد آمدیم برای این است كه اولا زمینه فراغتی برای خود پیدا كنیم آن دینی را كه مردم برای آن خون دادند معرفی كنیم این است. شما آمدی خون دادی بنده هم باید به وظیفهام عمل كنم، این امامشناسی است امام را معرفی میكند. این معادشناسی است معاد را معرفی میكند، این توحیدشناسی است خدا را معرفی میكند این كتابهای دیگر اخلاق و روش را معرفی میكند و روایات را برای مردم معرفی میكند. لذا ایشان میفرمودند كه اگر تمام بدن مرا قطعه قطعه كنند از یك كلمه این كتابهایی كه گفتم دست بر نمیدارم. چرا؟ مطلب حق است، مسئله همین است، اینها بیكار نبودند كه این مسائل را نوشتند.
