ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
11چون دو چیز موجب تجرّد نفس و تغیر نفس و تخفیف تعلقات نفس به كثرات است: یكی مسئله جمال است كه بحث خاص خود را دارد. دوم مسئله صوت است. و صوت از جمال هم انسان را برای رسیدن به تجرّد، نزدیكتر میكند. صدای خوب، نفس را همراه با خود از تعلقات دنیا میگیرد. صوت حسن انسان را از گرایشات به دنیا و كثرات و قساوت قلب دور میكند.
حالا اگر شما تصور كنید همین مفاهیم عالیه قرآن به صورت حزین و به صورت غنای حلال و صحیح بخواهد برای انسان بیان شود و روشن شود. این چطور میتواند در انسان اثر بگذارد و حركت دهد؟ چطور میتواند انسان را نسبت به این معانی متوجه كند؟ وقتیكه یك صدای خوب را شما میشنوید همراه با آن صدا نگاه به ترجمه هم بكنید، میبینید چقدر تأثیر دارد. آن وقت آن مفاهیم را بر خود تطبیق دهید، تا به حال این آیه را خیلی خواندیم تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها این دفعه نگاه كنید. ببینید خدا با ما در این آیه چه كار دارد و مقصودش چیست؟ آیا ما از زمره افرادی هستیم كه به دنبال علو هستیم و به دنبال فسادیم و یا از زمره انشاءاللَه متّقین هستیم؟ كمكم متوجه این تطبیق حقایق بشویم. هر كدام از خود ما نسبت به آن محیط وجودی خود و شئون خود بیاییم این حقایق را در خود تطبیق بدهیم.
این معنا، معنای این است كه خداوند را انسان قاری و خود را مستمع فرض كند؛ یعنی وقتی انسان قرآن میخواند تصور كند صوتی كه از دهانش خارج میشود از جای دیگرآمدهاست و ذهن خود را تمام در گوش متمركز كند كه این صوتی كه از دهان در میآید در گوش او قرار بگیرد و احساس كند كه دارد او میشنود، احساس كند كه كسی میخواند و او دارد این حقایق را میشنود، احساس كند كه این كتاب آسمانی برای او آمده است. رسول خدا فقط یك مبلغ و آینه بود: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَه وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَه ... الأحزاب، ٣٩ انبیای الهی فقط در مقام تبلیغ بودند. آمدند به ما بگویند همان مطلبی را كه جبرائیل امین از ناحیه پروردگار بر قلب ما نازل كرد. همان مطلب را هم برای شما نازل كرده بفرمایید. لذا در روز قیامت دیگر جوابی نیست. رسول خدا! ما نمیدانستیم! رسول خدا ما ندیدیم! متوجه نشدیم! ما در زمان وحی نبودیم! مگر آنها كه در زمان پیغمبر بودند چه كار كردند؟

