ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
10یك روز من خدمت مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه بودم صحبتی شد. ایشان فرمودند آقا این آیه قرآن است كلام عادی نیست، فای آن با واو آن معنا را تغییر میدهد. كلام الهی فرق میكند با كلام بشری. حالا این حقیقت، دارد در میان ما كمرنگ میشود. برگزاری مجالس حفظ قرآن و تجوید و قرائت و صوت همه خوب است و همه از شعائر است و باید باشد، بیشتر هم باید باشد و این مقدار هم كم است. ولی نباید این مسائل ما را از خود مفاهیم قرآن و معانی قرآن غافل كند كه فقط ما لحن را در گلو بچرخانیم به نحوی كه ... نه!
اقرء القرآن بصوت الحزین، اقرء القرآن بصوت الحسن، تغنوا بالقرآن1 با قرآن تغنّی كنید، نه این غنای رقاصی و ساز و تنبور و اینها، نه، یعنی به لحن و صوت خود فراز و نشیب و چرخش زیبا بدهید كه جاذبتر باشد و قلوب را بهتر جذب كند. غنای حلال با غنای حرام متفات است. غنای حلال یعنی خواندن با صدای خوب، اشعار خوب میخواند با صدای خوب. با صدای خوب چه كسی مخالفت دارد؟ مرحوم آقا گاهی اوقات میدیدم در بعضی از مجالس فاتحه یا جشن كه شركت میكردند تا میدیدند مداحی قشنگ میخواند دعوتشان میكردند برای مسجد قائم، میگفتند این قشنگ میخواند، از صدای خوب چه كسی بدش میآید؟ بله، زدن و رقصیدن و تنبور و قرطی بازی حرام است و مطلب دیگر است و آن غنای حرام است. غنای حلال آن غنایی است كه اشعار عرفانی، اشعار اخلاقی، اشعاری كه حاوی نصایح زندگی و تربیت و رشد، این اشعار نه اشعار میو مطرب و كوچه بازاریها و اهل لهو و لعب اشعار عرفانی، اخلاقی و نصایح و مراثی، آیات قرآن، این اشعار را با صدای خوب و جذاب به نحوی انسان بخواند كه تعلق نفس را از گرایش به كثرات و مادیات، به سمت تجرّد و عالم قرب، آن تعلق را كم كند و آن تعلق را زیاد كند، از كثرات انسان را حذف كند.
- عوالى اللئالى العزيزة، ج ٢، ص ٥٠، جامع الأخبار (للشعيرى)، ص ٤٩؛ مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ٢٧٣.

