ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
9باید زبان عربی برای ما زبان اصلی باشد. زبان ما زبان قرآن است. زبان مسلمانها زبان قرآن است حالا میآییم به جای «اجتماع» میگوییم «همایش!» در آیات قرآن هم همایش إنَّ الَّذِینَ یجْتَمِعُون میشود: إنِّ الَّذِینَ یهیمیشون! همایش است دیگر! همایش در میآوریم! بقیه هم همه میآیند و طوطیوار همه را استعمال میكنند. آنوقت زبان قرآن را نمیفهمیم، باید ترجمه باشد، آن هم یك ترجمه فارسی كه هیچ بویی از عربی نبرده است و ما به این ترجمه افتخار میكنیم. این برای نیاكان گبر و زرتشتی و آن پهلوی اصیل قدیم و دو هزار و سه هزار سال پیش است و آن آتش پرستها و اینها، این باعث افتخار ما میشود! و آن وقت، ما كمكم یك نسل كه میگذرد آن دو كلمهای كه از قرآن یاد گرفتیم هم یادمان میرود و آن را هم نمیفهمیم.
الان در تركیه چطور است؟ آتاترك آمد چه كار كرد؟ زبانعربی را برداشت. الان آن كسانی كه در تركیه بروند میبینند، هنوز در بسیاری از ابنیه آنجا عبارات عربی موجود است. حتی زبانشان هم در آنجا زبان عربی بوده، این مرد خائن و بیدین و آلت دست استعمار آمد زبان قرآن را از آنها گرفت و زبانشان شد زبان لاتین، حرف میزنند به زبان لاتین حرف میزنند، الان هیچ چیز نمیفهمند. در كتابخانه سلیمانیه استامبول كه بنده رفتم فقط چند نفر آمدند در آنجا كه در دانشگاه تحصیل میكردند، آنجا آمده بودند كتب عربی یا كتبی كه به غیر از زبان لاتین بود را مطالعه میكردند از باب درسشان و الّا یك نفر از آنها قرآن نمیفهمد و قرآنشان هم به زبان لاتین است. كلامشان، كلام لاتین است و زبانشان زبان لاتین است. به طور كلی از فرهنگ قرآن و فرهنگ اسلام آمدند این مملكت را بیگانه كردند، كسی دیگر چیزی نمیفهمد و ارتباط با فرهنگ قبل قطع شده است.
ما باید زبان قرآن را در میان خود و در میان خانواده و در میان افراد گسترش دهیم به چه نحو؟ به نحوی كه اگر فرزند ما قرآن را باز كند احتیاج به ترجمه نداشته باشد. چرا؟ چون آن ترجمهای كه شده است را یك بشر انجام داده است. در بسیاری از این ترجمهها وقتی نگاه میكنم میبینم ترجمه اشتباه است. یك چیز دیگر برداشته ترجمه كرده است. یا یك مصداق را به جای مفهوم، جایگزین كرده است. آن حقیقتی را كه خدای متعال در ضمن این الفاظ و مفاهیم غنی لغت عرب بیان كرده است، آن مفاهیم را انسان باید دست نخورده بگیرد. حالا از باب ضرورت وقتیكه انسان بخواهد به آن مرتبه برسد باید از ترجمه استفاده كند و باید سعی كند كه ترجمه فرد عالمی باشد و فردی باشد كه هم به فقه وارد باشد، هم به فلسفه وارد باشد و هم به عرفان وارد باشد. الان هر كسی كه دو كلمه روزنامههای عربی را میتواند بخواند، قرآن را ترجمه كرده است! ترجمه قرآن با ترجمه سایر كلمات عربی تفاوت دارد؛ آن كسی كه قرآن را ترجمه میكند باید به رایحه وحی مشام جانش آشنا باشد، نه صرفاً یك چند جملهای راجع به زبان عربی ترجمه كند و سر هم كند و بخواهد كلام الهی را ترجمه كند.

