ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
8آن ولی الهی كه میگوید باید قرآن را به نحوی بخوانی كه خودت را جای پیغمبر بگذاری آن وقت این قرآن هم بر قلب تو نازل میشود به همین كیفیت. وقتیكه امام صادق علیهالسّلام میفرماید: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها یعنی ای عنوان! این آیه برای تو آمده است گرچه پس از پیغمبر آمدی و گرچه پس از وحی آمدی، ولی وحی در عالم تشریع فقط یك نمودار است و فقط یك آینه است و فقط یك جلوه است كه تجلیات مختلف را در خود میگنجاند و الّا مسئله خاصی نیست. اگر قرار به مقامات رسول خدا بود كه پیغمبر در همان غار حرا رسیده بود، برای چه برای ما بیاید؟ خواجه حافظ شیرازی میفرماید:
من كه ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمی میكشم از برای تو این قال و مقال عالم یعنی واسطه و وسیلهای هستم كه آن آیات و تربیت و احكام و اعتقادات و معارف را، خدا بهتر از من پیدا نكرد كه به شما بگوید، من فقط كارم همین است. اگر بهتر از من پیدا میكرد وحی را به آنها میفرستاد. به ابوجهل و ابوسفیان میفرستاد، به مغیره بن شعبه میفرستاد. من قابلیت داشتم برای اینكه خود را با آن مقام صدق و مقام صفا و عالم قدس و عالم طهارت تطبیق بدهم و اتحاد برقرار كنم و بروم جلو و به حدی برسم كه دیگر هیچ شائبه رین و شین و كدورت و كثرت در وجود من نباشد و آن موقع آینه میشوم و آن حقایق هم در این آینه میافتد و مردم هم میبینند پس آنها را بگیرید. این معنای قرآن است.
از حالا دیگر باید جور دیگر قرآن را بخوانیم، رفقا باید قول بدهند مثل خود بنده، كه این دفعه وقتی قرآن را باز میكنیم به عنوان ثواب نگاه نكنیم. فقط آن كسانی كه نسبت به كلام عربی آشنایی دارند و میتوانند نیازی نیست، آن كسانی كه اطلاع ندارند بهتر است قرآن با ترجمه استفاده كنند تا كم كم آن الفاظ قرآن به واسطه تكرّر و به واسطه انس و آشنایی با زبان عربی به نحوی بشود كه خود به خود یك نوع انس و الفت با این آیات بدون مراجعه به ترجمه برای انسان حاصل بشود.

