ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیهالسّلام پس از بیان آن سه دستور به «عنوان» كه اول فرمودند: وَ لَا یطلُبُ الدُّنیا تَكَاثُراً وَ تَفَاخُراً دنیا را برای فخرفروشی به دیگران و زیادهطلبی و كثرتگرایی در هر زمینهای، چه مال و چه مقام، كسی كه مقامش در رتبهای است بخواهد به مقام بالاتر برود، موقعیتش به آن مرتبه رسیده بخواهد ترقی كند و به موقعیت بالاتر برود اهل دنیا همین هستند. دنیا را برای این نخواهد.
دوم فرمودند: وَ لَا یطلُبُ مَا عِندَ النَّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً به خاطر عزّت و اعتلای بر دیگران آنچه را كه در دست دیگران است را طلب نكند و توقع نداشته باشد هرچه كه بقیه دارند او هم داشته باشد. باید ببیند صلاح او در چیست. خدا برای او چه چیزی را مقدّر كرده و چه چیزی را برای او پیش آورده. تا یك چیز را میبیند آه نكشد آه حسرت از دل برنیاورد، تا یك مقامی را میبیند تمام آرزوهای خود را بر باد رفته نپندارد. تا یك موقعیتی را برای یك شخصی مشاهده میكند آه حسرت نكشد. چرا اینطور باید باشد؟ بخاطر اینكه تمام اینها را باید از خدا بداند و هر چیزی را مناسب با خودش بداند.
در یك بیمارستان ممكن است در یك اتاق سه مریض را بخوابانند و به هر كسی یك دوایی را بدهند. حالا مریضها میگویند چرا دكتر دارویی كه به آن داده به ما نمیدهد، حسرت میكشند؟ نه، چرا آن شربتی را كه به او داده به ما نمیدهد، یك هم چنین تصوری را نمیكنند. چرا؟ چون تشخیص میدهند هر كدام از اینها مرض جدایی دارند و داروی جدایی را هم میخواهد مطابق با آن درد و تألّم داروی خاصّ به آن تألّم را پزشك برای هر كس توصیه میكند، مقدارش را هم تعیین میكند. بچهای كه مریض است دارویی كه برای او تجویز میكنند یك چهارم شخص بزرگ است، هیچ میگوید چرا پدر من دو یا سه تا كپسول میخورد و به من این مقدار قرص را میدهند، میگویند بیا تو هم یك مشت بخور! میمیری، هر چیزی حدّ خودش را دارد.

