مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
8آنوقت انسان بیاید ببیند یك شخص دارد راهنمایی میكند كه آقا بلند شو برو پیش فلان شخص، بگوید آقا دارند راجعبه اینها فلان حرف را میزنند. دست شما درد نكند! همین! واقعاً ادراك انسان و برداشت انسان همین بوده است؟ این درسهایی كه ما در طول سالیان سال خواندیم كجا رفته؟ آن مو شكافیهایی كه در علوم مختلفه یك طالب و یك عالم دینی آن را انجام میدهد تا به نتایج برسد، تا به مغزای مفاهیم و معانی اخبار و احادیث برسد كجا رفته؟ آن دقتهای كذایی در اصول برای رسیدن به بعضی از نتایجی كه خیلی هم مبتلابه نیست ولی ماهها و ماهها وقت را میگیرد كجا رفته است؟ ای كاش كمی از بسیار از بسیار و از بسیارش را ما در آن مسائل حیاتی و مسائلی كه مرگ و زندگی ما را و سعادت و شقاوت ما را تعیین میكند بكار ببریم، كمی از آن بسیار را.
حالا مرحوم قاضی به اینها میفرمایند شما به آنچه را كه تابهحال دیدید عمل كردید؟ اینها كه دیگر حرف ما نبود كه بگویید اینها درویش هستند، به جرم درویشی و تصوّف بیایید سراغ ما، اینكه دیگر حرف ما نبود. اینكه دیگر روایت امام علیهالسّلام است اینكه اخبار و احادیث پیغمبر است، عمل كردید یا نكردید؟ اگر عمل نكردید اول بروید عمل كنید. میدانید این حرف یعنی چه؟ این حرف یعنی شما اعتقادی به خود مطلب ندارید. كلامی كه امام صادق علیهالسّلام به «عنوان بصری» میفرماید، حتماً باید امام صادق اینجا حضور داشته باشد به جای من، بنشیند، این مطلب را بگوید تا ما بپذیریم؟ نه، این مطلب در كتاب هست، اگر ما به امید روزی باشیم كه امام صادق بیاید و روی منبر بنشیند و از او این مطلب را بشنویم تا بپذیریم او امام ما نیست، او امام توهّمی ماست و او امام تخیلی ماست، امام صادق میفرماید: من همین الان حضور دارم و در این مجلس هم حضور دارم همینكه شما آمدید و دارید این روایتی كه از من آمده را میخوانید و میشنوید و تفسیر میكنید و فهم میكنید و دارید به آن عمل میكنید این حضور من است. این معنا، معنای اخلاص است.

