مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
6دوم حضرت میفرمایند: وَ لَم ینسَ ذِكرَاللَه بِمَا تَسمَعُ أُذُنَاهُ آنچه را كه گوشش میشنود یاد خدا را به فراموشی نسپارد. فوراً یك چیزی میشنود پشت سرش یك مطلبی گفتهاند، بهم نریزد. آرامش خود و طمأنینه را باید كسب كند و به دست بیاورد. حالت اطمینان باید بر او غلبه داشته باشد. حالت اعتماد و توكّل بر خدا باید بر او غلبه كند. تا یك مطلب خوشایندی به گوشش میرسد ذهنش را به آن سمت ندهد. تصور كند كه این مطلب را نشنیده است و یا اینكه چنین مطلبی اتفاق نیفتاده، این مسئله مقدمه میشود برای آن مطلبی كه میخواهم امروز عرض كنم و با بیان این مطلب از این فقره فارغ میشویم. این كلام حضرت كه چشمش آنچه را كه میبیند دل به آن نسپارد. امر خود را به خدا واگذار كند آیا این طعمه نصیب او میشود یا نمیشود؟ شد كه شد و اگر نشد، نشد. آنچه را كه شنیده است یا درست است یا غلط است! چرا بر مطلبی كه یك جاذبه ظاهری دارد دل خود را بسپارد؟ درحالتیكه خبر از مسائل پشت پرده این مطلب ندارد، چرا؟ یك مرتبه خلافش برای انسان پیدا میشود و در اینجا انسان میبیند او باخته است چون مشیت و تقدیر الهی كار خود را میكند و به من و امثال من كاری ندارد.
سوم وَ لایحزُن صَدرَهُ بِمَا أُعطِی غَیرُه از اینكه به یكی چیزی دادند دلش ضیق و تنگ و محزون و ناراحت نشود. یك شخصی به مقامیرسیده چرا این ناراحت بشود؟ یك شخصی به موقعیتی رسیده چرا این ناراحت شود و بگوید چرا به من داده نشده؟!
این سه مطلب مطلبی است كه شخص در مقام اخلاص یعنی در مقام عمل و كار، هنوز به مقام خلوص نرسیده و فعل و عمل این سه مطلب را باید انجام بدهد و نسبت به او ممارست داشته باشد. حالا این شخص راجع به فلان مرحوم، فلان مطلب را گفته، تمام شد؟ دل ما برگردد؟ یا خودمان بلند شویم و برویم ببینیم. فلان شخص راجع به اینگونه افراد فلان مطلب را گفته است، این مسئله تمام شد؟ یا تحقیق كنیم. فلانكس راجع به فلان شخص یك حرفی زده. یعنی واقعاً اینقدر انسان، آن هم افرادی كه در موقعیت تربیت و تزكیه و ارشاد و هدایت و علم و فهم و ادراك هستند، چگونه انسان میتواند تصوّر كند كه چنین مطلبی صحیح باشد؟

