اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن‏

14686
عنوان بصری
نسخه عربی

مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن‏

2
  •  

  •  

  • أعوذباللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين‌

  •  

  • امام صادق علیه‌السّلام در این حدیث شریف، خطاب به «عنوان» می‌فرمایند: مؤمن و بنده خدا و عبد خدا كسی است كه وَ لَا یدَعُ أیامَهُ بَاطِلًا؛ روزگارش را كه خدا به عنوان ودیعه به او سپرده است و روزی این ودیعه را باید مسترد كند و قابل بازگشت و ترمیم نیست این را به بطالت نگذراند. این امانت را به طور صحیح و سالم به صاحب امانت برگرداند، در امانتی كه خدا به او داده است تصرّف نكند و او را از بین نبرد و تخریب نكند. در آیه شریفه می‌فرماید: إِنَّ اللَه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‌ أَهْلِها ... النساء، ٥٨ الان این نكته به ذهنم آمد خداوند شما را دستور داده كه امانات را به اهلش برگردانید. روایت از امام صادق علیه‌السّلام است كه می‌فرمایند مقصود از امانات آن افرادی از عائله كه تحت تكفّل شما هستند كه راجع به آنها شما چه می‌كنید؟ آیا تربیت صحیح نسبت به آنها انجام می‌دهید یا نه؟ البته این یكی از آن موارد امانات است.

  • راجع به این فقره شریفه كه هرچه درباره آن توضیح داده شود باز جای صحبت دارد و به نحوی وسیع است كه همه شوائب و جریانات زندگی انسان را می‌تواند شامل شود و در بر گیرد. مطالبی خدمت رفقا و دوستان عرض شد، دیگر مطلب هم قدری به درازا كشیده شد و صحبت راجع به مراتب مختلفه اخلاص قدری توسعه پیدا كرد. امروز قصد دارم اگر خدا توفیق دهد راجع به این مسئله مطلب را تمام كنیم. اگر چه مقداری هم فشرده باشد، راجع به این مسئله به نظر می‌رسد كه مطلب تا حدودی مطرح شده است و بهتر است كه به سایر فقرات شریفه این حدیث بپردازیم.

  • در جلسات گذشته عرض شد كه مقصود از بطلان كه حضرت می‌فرماید: روزگارش را به بطالت نگذراند مقصود چیست؟ مراتب بطالت در توضیح این حدیث شریف بیان شد. عرض شد كه مقصود از این فقره این نیست كه انسان روزگار خودش را به عمل حرام بگذراند، آن دیگر جای بحث و سؤال ندارد. موقعیت تخاطب و مجلسِ بیانِ این حدیث، اقتضای این مورد را نمی‌كند؛ مثل اینكه یكی از دوستان، انسان با او ملاقات كند و بعد ایشان سؤال كند كه ما چه كار كنیم كه برای رشد و ترقّی ما مفید باشد؟ بنده بگویم شراب نخور، زنا نكن، دزدی نكن، از دیوار مردم بالا نرو! این خنده‌دار است. می‌گوید آقا ما كه برای اینها نیامدیم صحبت كنیم، اینها مطالب بدیهی و روشن است و می‌دانیم، غیر از اینها چه دارید بگویید؟