
مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
18این مسیر است؛ یعنی خدا راه را باز كرده برای ما كه هرچه میتوانیم هرچه بهتر میتوانیم. در ارتباطمان و در زندگی شخصیمان و در عبادت با خدایمان در كارهایی كه انجام میدهیم در مسائل روزمرهای كه با او ارتباط داریم در اینها آن جهت خدا را جایگزین كنیم بر خواست خود، تا اینكه به یك مرتبهای خداوند توفیق دهد كه دیگر خواستی وجود نداشته باشد. به اینجا كه رسید آن وقت كلام امام صادق علیهالسّلام شامل حال خواهد شد كه ولا یدع ایامه باطلا حالا دیگر ایامش را به بطالت نمیگذراند یعنی بطلان در هر مرتبهای ولو ذرةٌ مثقالی دیگر بطلان در كار او معنا ندارد. ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ ... الحج، ٦ خدا میآید به جای او مینشیند، در مقام اخلاص كه بود هنوز خدا نیامده بود، باز كار و عمل را برای خدا انجام میداد. باز میخواست رضایت خدا را جلب كند، باز میخواست كاری انجام بدهد كه او را خوشنود كند. باز خود را در محدوده ای ولو كم میدید هنوز انانیتش باقی بود. گرچه این انانیت را وقف خدا كرده بود ولی باز باقی بود. اگر كارش به اسم دیگری بود ناراحت هم نمیشد نه! از این مرتبه هم گذشته است ولی از انانیتش هنوز باقی است كی خدا میآید؟ خدا كه حق مطلق است و صددرصد حق است. هیچ چیز نمیتواند در ذات، آن وقتی است كه خود خدا در آن مظهر حضور داشته باشد به تمام معنای كلمه، این میشود امام علیهالسّلام و اولیایی كه به این رتبه در تحت ولایت امام علیهالسّلام به این مرتبه رسیدهاند. اولیاء مراتب مختلفی دارند اما آن سالكی كه توفیق الهی شامل حالش شده و به آن مرتبهای رسیده است كه تمام شوائب بطلان در او رخت بسته و وجود او حق مطلق شده است، آن شخص به آن مرتبه ای رسیده كه مظهر تام اسماء و صفات الهیه او گشته است. این شخص دیگر ایامش به بطالت نیست این آخرین مرتبه.
