
مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
17خدا رحمت كند مرحوم چمران را، مرحوم آقا یك وقتی راجع به ایشان میگفتند ایشان شخصی است كه اگر یك كاری را انجام بدهد به اسم دیگری طوریش نمیشود. من یك چنین تعبیری از ایشان شنیدم و یك انسانی است كه میخواهد مخفیانه كاری را انجام دهد خدا رحمت كند خیلی ما از این افراد كم داریم این خیلی مقام خوبی است كه انسان كاری را كه میخواهد انجام دهد قصدش قصد اخلاص است و برای خداست ولو به اسم دیگری. ولی نه! مقام اولیاء این است كه انسان اصلا خود را نمیبیند تا برای كسی بخواهد كاری كند یا نكند، این همان است كه لا یكون فی قلبی الا اللَه یعنی خود میرود كنار و خدا میآید این را میگیرد. این شخص میشود ولا یدع ایامه باطلا این شخص دیگر روزگارش را به بطالت نمیگذراند این است، كه انسان برسد به یك حدّ و مرحلهای و وضعیتی كه دیگر اصلا خود را نبیند، دیگر احساسی نكند دیگر اختیاری نبیند.
مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه میفرمودند من خودمدر آن جلسه بودم كه ایشان صحبت میكردند من حالی دارم كه میبینم همین بچه شیرخواره دو ماهه این به همین مقدار اختیار دارد كه اراده میكند مادرش را بگیرد و از مادر استرزاق كند، این حال و اختیار را حتی من در خودم نمیبینم. یك چنین شخصی كه این اراده و اختیار را در خود نمیبیند آن وقت میخواهد كار را برای كه انجام بدهد؟ برای خدا؟ این كسی نیست و شخصی نیست. نباید بگوییم حالا به اینجا كی میرسیم؟ نه، اول ما شروع كنیم از مقام اخلاص تا انشاءاللَه توفیق الهی نصیب بشود تا به اینجا برسیم، حد را باید لحاظ كنیم و نباید ناامید باشیم.
یك وقتی در مشهد زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، عصر جمعهای بود، بعد از دعا ایشان مفاتیح را به من دادند و گفتند راجع به بعضی این فقرات توضیح دهید. ما شروع كردیم به صحبت كردن، ظاهراً فقرات بعضی راجع به اخلاص و خلوص و اینها بود. من در آنجا یك مثالی زدم، گفتم: یك وقت یك شخصی میآید مشهد برای زیارت، میرود و حضرت را زیارت میكند، مراتبی دارد حضرت با بزرگواری خود انسان را میپذیرند و قبول میكنند، انسان ثوابی میبرد و خود را در تحت ولایت امام علیهالسّلام داخل میكند. این هم رفقا بدانیم وقتی میرویم زیارت امام علیهالسّلام، خیلیها سؤال كردند كه به چه نیتی برویم و از امام چه بخواهیم؟ گفتم زیارت امام كه نیت نمیخواهد میرویم زیارت و تمام شد، دیگر برویم كه از امام چیزی بگیریم، این داد و ستد است و سالك این كار را انجام نمیدهد. سالك میرود زیارت امام علیهالسّلام همین، یابن رسول اللَه! آمدم شما را زیارت كنم همین، تمام شد، خود حضرت دیگر میداند كه قضیه و مسئله چیست؟ میرویم زیارت سیدالشّهداء همین، میرویم زیارت و برگردیم، میرویم زیارت امیرالمؤمنین، همین، آمدیم زیارت، این مقام خیلی بالاتر است كه انسان بگوید حالا كه من میخواهم بیایم زیارت پس بنابراین بالاخره راهی آمدیم و مسافتی آمدیم و چه عرض كنم بقیه را نگویم كه پولی خرج كردیم و اینها دیگر شرمآور استها! چیزی در قبالش بدهد، نه! آمدیم برای زیارت پیغمبر و ائمه بقیع و همین، تمام. خب میآید زیارت امام رضا میكند و برمیگردد میخواهد برود بر وسیله سوار شود میبیند دو ساعت تأخیر دارد میگوید حالا چه كار كنیم؟ حالا كه تأخیر دارد برویم زیارت كنیم، دوباره یك زیارت برویم. اگر تأخیر نداشت تو میرفتی، حالا میبینی چه كار كنی، میآیی زیارت، این درست نیست. وقتیكه من این حرف را زدم یك دفعه حضرت آقا مچ ما را گرفتند، این كلام ایراد دارد. گفتند نه آقا جان! چه میگویی؟ نه، درست است. اینكه الان دیده دو ساعت تأخیر دارد میتوانست جاهای دیگر و اماكن دیگر برود، اینكه آمده زیارت امام رضا علیهالسّلام را اختیار كرده آیا ارج ندارد؟ بله اینهست كه به میزان دركش كه اگر در هر حالی یك وقتی میگوییم در هر حالی میآمد یك وقت میگوییم نه حالا كه دیر شده است برویم زیارت نه اینكه این مورد قبول نیست. حضرت این مقدار را قبول میكند شما یك دفعه شمشیر را نكش و بگو اصلا قبول نیست. پنجاه درصد قبول است، سی درصد قبول است ولی به همان مقدار مورد پذیرش است. خب میتوانست به اماكن دیگر برود.
