مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
15ممكن است بعضیها بر حسب ظاهر بگویند نه آقا، اسم نباشد ولی در باطن، اگر آمدند فردا یك اسم دیگری را گذاشتند هم تغییر نمیكنی؟ شما اینجا را ساختی، بیایند و بگویند این حسینیه و این مسجد به اهتمام و سعی و بذل توجه فلان شخص و فلان تاجر و خدمتگزار انجام شده است. آن موقع هم فرقی نمیكنی؟ اگر فرقی نكردی كه جای امیدواری هست، البته همیشه هست، ما نمیخواهیم ناامید كرده باشیم، خدا رحمتش رحمت واسعه است و این هم مهم نیست كه الان ببینیم این مطالبی كه به گوش ما میرسد، ما اهل این حرفها نیستیم، راه زیاد است،
... *** با كریمان كارها دشوار نیست1 راه راهی است كه خدا باز كرده است، مرحوم آقا میفرمودند ما سفره را باز كردیم چرا نمیآیید بنشینید؟ سفره باز شده است.
این عملی را كه انسان انجام میدهد این عمل باید ببیند كه چند درصدش خالص است؟ مقدارش چقدر است؟ در خودش غور كند تفحص كند. انجام میدهیم عمل را، عمل به نظرمان عمل خیر است. تألیف میكنیم كتاب مینویسیم، به به راجع به این مسئله كتاب نوشتیم مشكلی از مشكلات را حل كردیم، معضلی از معضلات را گشودیم، تابهحال این مطلب گفته نشده تابهحال این مطلب نوشته نشده، دلمان شاد و خرسند از اینكه این مسئله توسط ما انجام گرفته، گیر اینجاست، خیال میكنیم، فلان كار را انجام میدهیم، فلان قدم خیر را بر میداریم.
یك دفعه مرحوم آقا به یك نفر گفته بودند كه شما باید عمامه بگذارید. من از ایشان سؤال كردم این مطلبی را كه شما به ایشان گفتید به عنوان یك دستور است؟ ایشان فرمودند من این مطالب را نمیفهمم، ایشان باید عمامه بگذارد، راهش همین است. گفتم متوجه شدم. در صحبتهایی كه با آن فرد میشد گفتم آقا جان این را كه برای شما گفتند. میگفت نه مسئله اینطور است، ما مطلب را بهتر میفهمیم، اجتماع الان این اقتضا را میكند بدون عمامه بیشتر میشود كار كرد غیر معمم بهتر میتواند چه كند. غیر معمم الان در اجتماع حرفش را بهتر میپذیرند، نسبت به معممین مسائل و حساسیتهایی هست سوءظنهایی بوجود آمده. چند ساعت، در نهایت گفتم آقا جان! شما میخواهی برای كه كار كنی؟ میخواهی برای خودت كار كنی یا برای خدا؟ اینجا دیگر مفرّی نیست آیا این مقدار قبول داری مطلبی را كه آقا گفته روز قیامت میتواند از عهده سؤال و جوابش بر بیاید یا نه؟ اگر نمیتواند پس برو دنبال كارت. چون ایشان یك آدمیاست كه نمیتواند دنبال حرفهایش را آن طرف بگیرد. نمیتواند مسئولیت حرفهایی كه در این دنیا میزند بپذیرد و در آن طرف جواب بدهد و چنین آدمی را برای چه برویم دنبالش؟ مگر بیكاریم؟! مگر احمقیم؟! خب برویم دنبال كار خودمان، این را كه نمیتوانی قبول كنی، گفت نه، گفتم ایشان فردی است كه اگر حرفی بزند میتواند در قبال خدا بایستند و مسئولیتش را به عهده بگیرد. اگر ایشان این حرف را زده پس مسئولیتش را میتواند به عهده بگیرد، شما دیگر چه جوابی دارید؟ گفتش كه فلانی نفسم نمیگذارد. گفتم خدا خفهات كند هشت ساعت است سر مرا بردی، از اول میگفتی، من كه میدانم از اول قضیه چیست؟ برای چه؟ تا الان هم همین است و هزار سال هم بگذرد تا این عمامه نگذارد فایده ندارد، این است قضیه.
- مثنوى معنوى، دفتر اول:
تو مگو ما را بدان شه بار نيست ** با كريمان كارها دشوار نيست
- مثنوى معنوى، دفتر اول:

