مقام اخلاص و مراتب آن و لزوم حركت سالك الهى بر اساس آن
10اگر مردم بیایند ببینند این امام زمانی كه این همه ... البته الحمدلله نقاشها عكس امام زمان را نمیكشند، او دیگر غایب است و الّا عكس امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین، از این عكسهای مندرآوردی و مزخرف و چرت و پرتی كه هرچه سعی بكنند و ابروی كمانی و بینی قلمی دهند و لب كذا و صورت را بیارایند و بعد هم انسان آن عكس را قاب كند و بگذارد آنجا، آن چه عكسی است؟ عكس چیست؟ این خرافات چیست؟ عكس امام گذاشتن یعنی چه؟ این عكسها خلاف شرع است، گذاشتنش خلاف شرع است، حتماً انسان باید عكس امام را بگذارد آنجا و بگوید این امام حسین است بچه انسان نگاه بكند بگوید این امام حسین است. كجا امام حسین و پیغمبر این هستند كجا امام سجاد این است؟ اینها همه تخیلات است.
در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یك شب زنگ در منزل به صدا درآمد ظاهراً شب بیست و نهم صفر بود یا شب بعد از شهادت امام رضا علیهالسّلام همینكه در زدند من با مرحوم آقا در حیاط بودم، بدون اطلاع قبلی، مرحوم آقا فرمودند این افراد را ببر بالا و پذیرایی كن و به آنها محبت كن و صحبت كن ولی من با آنها ملاقات نمیكنم. ما رفتیم دیدیم دو خانم هستند و دو تا مرد هستند و آمدند میخواهند آقا را ببینند. گفتم بفرمایید بالا، رفتم و نشستم و با آنها گرم گرفتم و صحبت كردم. گفتم شما قبلا تماس گرفته بودید كه بیایید اینجا؟ گفتند نه! تماس نگرفته بودیم. گفتم مقصودتان چیست؟ یكی از آن افراد گفت من عكس امام زمان علیهالسّلام را كشیدم میخواهم این را به آقا نشان بدهم.
گفتم كسی شما را اینجا فرستاده است؟ یك مرتبه ساكت شدند، گفتم فلانكس فرستاده؟ گفتند بله. گفتم عكس را بدهید. عكس را گرفتم و آوردم به آقا نشان دادم گفتم اشخاصی هستند با این خصوصیات ظاهراً تحصیلاتشان هم در این دانشكده هنرهای زیبا بود اینها عكس امام زمان را كشیدهاند و میخواهند ببینند واقعیت دارد یا نه؟ فرمودند ببینم، تا باز كردند فرمودند برو بده به آنها، مؤدبانه و خلیق و بگو او اینطور نیست كه هر كسی بتواند ادراك كند، شاید اینها تخیلات و توهمات باشد، مخصوصاً افرادی كه در این رشتهها كار میكنند طبعاً بیشتر در چنین زمینههایی آمادگی دارند، و ممكن است زمینهایی برای اینگونه تخیلات وجود داشته باشد. آمدم و مقداری صحبت شد گفتم نه این عكس نیست و شما هم به دنبال این مطلب نباشید. مهم این است كه انسان به دنبال راه آن حضرت باشد. گفتم اگر حضرت الان بیایند و در كنار شما بنشینند و صحبت كنند شما چه درخواستی از ایشان میكنید؟ چه میگوییم؟ حرفی را كه حضرت میزنند این است كه شما كه ادعای تشیع ما را میكنی همانطوری باش كه مورد رضای ماست، این حرف را نمیزنند؟ خب بسم اللَه، همین الان همانطوری باش كه مورد رضای ما هست، چرا حتماً باید مرا ببینی؟ چرا تا من نباشم حرف مرا نباید بشنوی؟ چرا حتماً باید حرف را از دهان خود من بشنوی تا بپذیری؟ بله یك وقت یك حرف مشكوك است انسان به مقتضای قاعده باید عمل كند. ولی اینكه حتماً باید ببیند و حتماً باید بنشیند، این كار، كار عوام است. این كار، كار آن شخصی كه میخواهد روح خود و سرّ خود را متصل به روح و سرّ و ضمیر امام زمان خودش قرار بدهد نیست. او در یك آن، امام را از خود جدا نمیبیند من واقعاً رفقا الان كه دارم این حرف را به شما میزنم از خودم شرمندهام بیرودربایستی، صادقانه میگویم این حرف را میدانم درست است و روز قیامت هم پایش میایستم ولی خودم عامل به آن نیستم، ما باید روش خودمان را آنطوری كه منطق عرفان و توحید الهی به ما یاد میدهد قرار دهیم.

