پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
4واقعاً این فقره عجیبی است كه میفرماید: و لا یدعُ ایامَهُ باطلا؛ روزگارش را به بطالت نمیگذراند. تصور ما این است كه روزگار را باید به عبادت گذراند؛ آن شخصی كه زیاد نماز بخواند، آن شخصی كه زیاد اظهار تقدس كند، آن شخصی كه زیاد به ذكر خدا مشغول باشد این آن فردی است كه دائماً دلش متوجّه و زبانش به ذكر خدا گویا است. ولی مطلب اینطور نیست مسئله بالاتر از این حرفهاست. خیلی از افراد بودند و هستند كه اتّجاه نفسانی آنها و مقصد و غایت آنها دنیاست ولی برای ارضاء نفس خود و جلوه در مقابل دیگران به این اموری میپردازند كه باعث اشتباه میشود. این مسئله خیلی مسئله عجیبی است و خیلی از خطرها از اینجا نشأت میگیرد.
افرادی كه انسان آنها را فرد ظاهر الصّلاح و باطن الصّلاح میپندارد، در روش و مرام خود به نحوی حركت میكنند كه برای جلب توجّه عوام آن ابزارِ كافی و وسائطِ لازم را بخوبی بهكار گیرند و مردمِ سرگشته و متحیر و غیر خبیر كه اطّلاعی از این مسائل ندارند در دام ظواهرِ جاذب و جالبِ اینها گرفتار میشوند و چوناز باطن اینها خبر ندارند تشخیص بین صالح و طالح برای اینها نه اینكه مشكل است بلكه ممتنع است. او اصلًا نمیتواند تشخیص بدهد كه در پس این پرده زهد و قداست چه شیطنتی و عفونتی نهفته است قدرت بر تشخیص ندارد؛ او نمیتواند تشخیص بدهد كه در پس این كلمات و الفاظ و عبارات اخلاقی كه برای مردم بیان میشود چه نفس شیطانی قرار دارد، قدرت بر تشخیص ندارد. مجلسشان مجلس دعا و ابتهال و گریه، كلمات و عباراتشان عبارات اخلاقی و روایات ائمّه معصومین و آیات قرآن كریم و حكایات و عبارات اولیاء و بزرگان، حركاتشان با طمأنینه و آرامش، سر را به زیر میاندازند حركت كه میكنند انسان خیال میكند كه الآن در دو قدمی میخورد زمین! رفتوآمدشان رفتوآمد فریبنده، و حركات حركاتی است كه در خُور شأن یك فرد متلبس و عوامفریب است بدون اینكه این حركات ناشی از ملكات صالحه در نفس باشد. صحبتی كه میكنند این صحبت، صحبت جاذب؛ امّا وقتیكه انسان با آنها برخورد میكند تعریفی كه میكنند ...

