اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انحراف بعد از پیامبر اکرم به‌واسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت

14610
عنوان بصری
نسخه عربی

انحراف بعد از پیامبر اکرم به‌واسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت

7
  • اما سابق این‌طور نبود. مجالس سابق این‌طور نبود. مجالس سده‌های گذشته به این كیفیت نبود. در قرائت قرآن رعایت تجوید می‌شد، رعایت قاری می‌شد، هر قاری را دعوت نمی‌كردند، آن قاری كه بلند می‌شود می‌رود یك جا شعر رقاصی می‌خواند همان قاری را نمی‌آوردند در مجلس قرآن بخواند. در قاری تأمل می‌كردند اینها همه حساب بود ها، هر منبری را دعوت نمی‌كردند. هر شخصی را برای مجلس دعوت نمی‌كردند. فردی را دعوت می‌كردند كه كلامش نفوذ داشته باشد. در نفوس نفوذ كلمه داشته باشد. اینها مطالبی بود كه رعایت می‌شد و امروزه تغییر ماهوی داده است. و لذا ما می‌بینیم كه كمتر افراد به فكر مرگ هستند و این مسئله در زندگی و روابط افراد به‌خوبی به چشم می‌خورد. كسی كه به فكر مرگ نباشد حركاتش و رفتارش تفاوت می‌كند. تغییراتی در رفتار او دیده نمی‌شود. در معاملاتی كه انجام می‌دهد رعایت مسائل شرع را نمی‌كند. رعایت مسائل اخلاقی را نمی‌كند. چقدر ما راجع به مرگ شنیدیم و دیدیم ولی به دیده اعتبار در آن ننگریستیم.

  • این مسئله برای بشر وجود دارد كه همیشه احساسات خود را بر عقل ترجیح می‌دهد و تابع احساساتش است. حتی در عبادات هم تابع احساساتش است. كار خدا را هم براساس احساسات انجام می‌دهد. آن كسانی كه بعد از پیغمبر امیرالمؤمنین را كنار گذاشتند آنها چه كسانی بودند؟ آنهایی بودند كه آمدند و احساسات را بر عقل ترجیح دادند؛ یعنی‌حتی برای خلافت پیغمبر كه به اعتقاد خود آنها یك امر الهی بود، اینها به دنبال احساسات رفتند. خلافت رسول اللَه كه نمی‌شود یك امر دنیایی باشد، بالاخره آن كسی كه می‌خواهد بیاید به جای پیغمبر بنشیند آن می‌خواهد بیاید به جای پیغمبر نماز بخواند، به جای پیغمبر جهاد كند به جای پیغمبر بالای منبر برود به جای پیغمبر حج كند. او نمی‌آید كه در مسجد مدینه همان بت‌های زمان جاهلیت در مكه را بیاورد و مردم را به بت‌پرستی دعوت كند، می‌رود در محراب پیغمبر می‌ایستد و نماز می‌خواند. ولی همین نماز خواندن همین حج انجام دادن همین صحبت كردن همین زكات گرفتن همین جهاد كردن كه امور عبادی است اینها محكوم احساسات است نه محكوم عقل، احساسات است كه می‌آید ابوبكر را بر علی ترجیح می‌دهد. احساسات است كه می‌آید و به جای فردی كه به اعتقاد خود آنها اعلم از او وجود ندارد فردی كه هِر را از بِر تشخیص نمی‌دهد می‌آید به جای او می‌نشاند اینها همه احساسات است.