
اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
بيان يكي از مراتب بطلان, کیفیت سلوک عقلانی . شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 انسان در قبال عمر و زماني را كه خداوند متعال به او عطا كرده است بايد ما به ازايي براي خود تحصيل كند و چيزي جز رضاي پروردگار نميتواند ما به ازاء آن قرار گيرد. 2 بزرگترين درد و بيماري كه براي آن علاجي متصور نميشود جهالت ميباشد. 3 ميزان طلب و نياز افراد وابسته به ميزان فهم و بينش ایشان ميباشد. 4 تأكيد مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر اينكه همه افراد قابليت رسيدن به مقام و موقعيت امام عليهالسلام كه عبارت ميباشد از ادراك حقيقت توحيد و ولايت پروردگار را دارا ميباشند. 5 يك سخن از ائمه اطهار عليهمالسلام و اولياء الهي كه قلب و ضمير و سرّ فردي را از مرحلۀ ماده و توغل در كثرات و اعتبارات به عالم تجرّد و نورانيت برميگرداند از هزار معجزه و كرامت بالاتر است. 6 از جمله صفات عارف الهي اين است كه ماده كائنات مورد اطاعت و فرمان او قرار ميگيرند به واسطۀاتصال نفس او با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال. 7 نفس انسان به واسطۀ اتصال با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال قادر خواهد بود هرآنچه را كه از علم به واسطه حواس ظاهر براي او حاصل ميشود بدون استعانت از ادوات و آلات مادي براي خود حاصل كند. 8 توضيحي راجع به كيفيت تصرفات و تسخير قواي عالم ماده توسط حضرت سليمان عليهالسلام بر اساس تجلي اسم اعظم پروردگار متعال. 9 در زمان ظهور امام زمان عليهالسلام ايشان نسبت به افراد بر اساس واقع حكم و قضاوت ميكنند. 10 از جمله مسائلي را كه اولياء الهي بسيار نسبت به آن تأكيد ميكردند مسأله همت و اهتمام و پايبندي افراد نسبت به اموري است كه براي ايشان نسبت به آنها علم و فهم حاصل شده است.
اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
توضیحات:
بيان يكي از مراتب بطلان, کیفیت سلوک عقلانی . شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 انسان در قبال عمر و زماني را كه خداوند متعال به او عطا كرده است بايد ما به ازايي براي خود تحصيل كند و چيزي جز رضاي پروردگار نميتواند ما به ازاء آن قرار گيرد. 2 بزرگترين درد و بيماري كه براي آن علاجي متصور نميشود جهالت ميباشد. 3 ميزان طلب و نياز افراد وابسته به ميزان فهم و بينش ایشان ميباشد. 4 تأكيد مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر اينكه همه افراد قابليت رسيدن به مقام و موقعيت امام عليهالسلام كه عبارت ميباشد از ادراك حقيقت توحيد و ولايت پروردگار را دارا ميباشند. 5 يك سخن از ائمه اطهار عليهمالسلام و اولياء الهي كه قلب و ضمير و سرّ فردي را از مرحلۀ ماده و توغل در كثرات و اعتبارات به عالم تجرّد و نورانيت برميگرداند از هزار معجزه و كرامت بالاتر است. 6 از جمله صفات عارف الهي اين است كه ماده كائنات مورد اطاعت و فرمان او قرار ميگيرند به واسطۀاتصال نفس او با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال. 7 نفس انسان به واسطۀ اتصال با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال قادر خواهد بود هرآنچه را كه از علم به واسطه حواس ظاهر براي او حاصل ميشود بدون استعانت از ادوات و آلات مادي براي خود حاصل كند. 8 توضيحي راجع به كيفيت تصرفات و تسخير قواي عالم ماده توسط حضرت سليمان عليهالسلام بر اساس تجلي اسم اعظم پروردگار متعال. 9 در زمان ظهور امام زمان عليهالسلام ايشان نسبت به افراد بر اساس واقع حكم و قضاوت ميكنند. 10 از جمله مسائلي را كه اولياء الهي بسيار نسبت به آن تأكيد ميكردند مسأله همت و اهتمام و پايبندي افراد نسبت به اموري است كه براي ايشان نسبت به آنها علم و فهم حاصل شده است.
اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
7ما میتوانیم بهواسطه رشد و ارتقاء، این واسطه بودن ماده را از خود حذف كنیم؛ یعنی همان كیفیت اتصال نفس انسان به عالم بالا، همان كفایت میكند كه آنچه را كه بهواسطه حواس ظاهر برای انسان حاصل میشود بدون توجه به آلات و ادوات برای او حاصل میشود و این یك مسئله بسیار طول و درازی دارد. اینكه نفس چگونه آلات و وسائط فیزیكی خود را به استخدام میگیرد این یك مسئلهای است و چگونه ممكن است از خود این اسباب عجیب اینجاست و وسائطی كه برای یك نوع از كیفیت ادراك لحاظ میشود! گوش برای شنیدن است ولی از گوش میبیند! از چشم میشنود از نوك انگشتان تكلم میكند از نوك انگشتان ادراك میكند! میبیند! این یك بحث جدایی دارد و بسیار در این مسئله ... البته امروزه هم كموبیش یك زمزمههایی در بعضی از تصورات انسان به سمعش میرسد.
حالا این حضرت سلیمان یا مساعد و وزیر او و مُشاعر و معاون او كه تمام این امور غیرعادی را انجام میدهد بهواسطه این است كه مانند خود ما، در آن موقع مظهریت برای آن صفت و اسم خاص پروردگار را پیدا كرده منتها قویتر، این قدرت تا كجاست؟ تا جایی كه میتواند خورشید را برگرداند1 در آیه قرآن است2 تا جایی كه انسان میتواند ماه را دو نیم كند مگر پیغمبر نكردند؟3 تا جایی كه انسان میتواند امور غیرعادی را انجام بدهد تازه در عالم ظاهر.
امام صادق میفرمایند كه این كاری كه حضرت سلیمان میكرد و وزیرش، به خاطر یك مرتبه از قدرتی بود كه خدای متعال به واسطه تجلی اسم اعظم خود در درون این قرار داده بود كه از او تعبیر میشود به اسمی از هفتاد و دو اسم یا از اسماء دیگر.4 یعنی تجلی اسم اعظم پرودگار كه همان اسم مرید و اسم منشئ است یعنی این جنبه عملی اوست ولی آن اسم اعظم دارای یك كیفیت خاصی است كه در بعضی از روایات تعبیر به حال شده است در بعضی تعبیر به اسم خاص شده ولی مقصود همان حال است به قول مرحوم خواجه شیراز میفرماید:
- الكافى، ج ٤، ص ٥٦٢.
- سوره قمر، آيه ١؛ اقتربت الساعةُ وَ انشق القمر.
- الهداية الكبرى، ص ٧٢.
- الهداية الكبرى، ص ٣٤١.
