اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه

14٬452
عنوان بصری

بيان يكي از مراتب بطلان, کیفیت سلوک عقلانی . شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 انسان در قبال عمر و زماني را كه خداوند متعال به او عطا كرده است بايد ما به ازايي براي خود تحصيل كند و چيزي جز رضاي پروردگار نمي‌تواند ما به ازاء آن قرار گيرد. 2 بزرگ‌ترين درد و بيماري كه براي آن علاجي متصور نمي‌شود جهالت مي‌باشد. 3 ميزان طلب و نياز افراد وابسته به ميزان فهم و بينش ایشان مي‌باشد. 4 تأكيد مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر اينكه همه افراد قابليت رسيدن به مقام و موقعيت امام عليه‌السلام كه عبارت مي‌باشد از ادراك حقيقت توحيد و ولايت پروردگار را دارا مي‌باشند. 5 يك سخن از ائمه اطهار عليهم‌السلام و اولياء الهي كه قلب و ضمير و سرّ فردي را از مرحلۀ ماده و توغل در كثرات و اعتبارات به عالم تجرّد و نورانيت برمي‌گرداند از هزار معجزه و كرامت بالاتر است. 6 از جمله صفات عارف الهي اين است كه ماده كائنات مورد اطاعت و فرمان او قرار مي‌گيرند به واسطۀاتصال نفس او با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال. 7 نفس انسان به واسطۀ اتصال با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال قادر خواهد بود هرآنچه را كه از علم به واسطه حواس ظاهر براي او حاصل مي‌شود بدون استعانت از ادوات و آلات مادي براي خود حاصل كند. 8 توضيحي راجع به كيفيت تصرفات و تسخير قواي عالم ماده توسط حضرت سليمان عليه‌السلام بر اساس تجلي اسم اعظم پروردگار متعال. 9 در زمان ظهور امام زمان عليه‌السلام ايشان نسبت به افراد بر اساس واقع حكم و قضاوت مي‌كنند. 10 از جمله مسائلي را كه اولياء الهي بسيار نسبت به آن تأكيد مي‌كردند مسأله همت و اهتمام و پايبندي افراد نسبت به اموري است كه براي ايشان نسبت به آنها علم و فهم حاصل شده است.

اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه

توضیحات:

بيان يكي از مراتب بطلان, کیفیت سلوک عقلانی . شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 انسان در قبال عمر و زماني را كه خداوند متعال به او عطا كرده است بايد ما به ازايي براي خود تحصيل كند و چيزي جز رضاي پروردگار نمي‌تواند ما به ازاء آن قرار گيرد. 2 بزرگ‌ترين درد و بيماري كه براي آن علاجي متصور نمي‌شود جهالت مي‌باشد. 3 ميزان طلب و نياز افراد وابسته به ميزان فهم و بينش ایشان مي‌باشد. 4 تأكيد مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر اينكه همه افراد قابليت رسيدن به مقام و موقعيت امام عليه‌السلام كه عبارت مي‌باشد از ادراك حقيقت توحيد و ولايت پروردگار را دارا مي‌باشند. 5 يك سخن از ائمه اطهار عليهم‌السلام و اولياء الهي كه قلب و ضمير و سرّ فردي را از مرحلۀ ماده و توغل در كثرات و اعتبارات به عالم تجرّد و نورانيت برمي‌گرداند از هزار معجزه و كرامت بالاتر است. 6 از جمله صفات عارف الهي اين است كه ماده كائنات مورد اطاعت و فرمان او قرار مي‌گيرند به واسطۀاتصال نفس او با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال. 7 نفس انسان به واسطۀ اتصال با مقام اراده و مشيت پروردگار متعال قادر خواهد بود هرآنچه را كه از علم به واسطه حواس ظاهر براي او حاصل مي‌شود بدون استعانت از ادوات و آلات مادي براي خود حاصل كند. 8 توضيحي راجع به كيفيت تصرفات و تسخير قواي عالم ماده توسط حضرت سليمان عليه‌السلام بر اساس تجلي اسم اعظم پروردگار متعال. 9 در زمان ظهور امام زمان عليه‌السلام ايشان نسبت به افراد بر اساس واقع حكم و قضاوت مي‌كنند. 10 از جمله مسائلي را كه اولياء الهي بسيار نسبت به آن تأكيد مي‌كردند مسأله همت و اهتمام و پايبندي افراد نسبت به اموري است كه براي ايشان نسبت به آنها علم و فهم حاصل شده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه

16
  • وقتی مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی به آقا می‌فرمودند كسی كه عرفان دارد خیر دنیا و كیف دنیا و آخرت را دارد، كسی كه عرفان ندارد بدبختی دنیا و آخرت دارد هر كسی می‌خواهد باشد. این را رسیده بود به آن، لمس كرده بود. درعین گرفتاری‌ها و تألمات كه رفقا می‌دانند مرحوم آقا هم در كتابی‌1 نقل كردند این حرف را می‌زد كه آسید محمدحسین كسی كه عرفان ندارد بدبخت دنیا و آخرت است. صحیفه سجادیه را هم می‌خواند، روی تخت هم افتاده بود، عملش هم كرده بودند قرض هم بالا آورده بود، طلبكار هم در خانه‌اش را هر روز می‌زد و پسرش هم چی شد؟ تازه توی رختخواب دعای صحیفه سجادیه را می‌خواند و گریه می‌كند و حال و هوایی با خدای خود دارد.

  • از این افراد كجا پیدا می‌شوند؟ جداً از این افراد كجا پیدا می‌شود؟ می‌گوید آسید محمدحسین كسی كه عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت دارد. مرا می‌بینی با این وضعیت، خوشم! می‌خنده به همه، زنه می‌آید اطاق بالا غر می‌زند ای بابا فلان نداریم، می‌خنده می‌گوید دعا كن بیاید دیگر، چكار كنیم؟ طلبكار می‌آید درِ خانه، در می‌زند، می‌گوید ان‌شاءاللَه دعا می‌كنیم خدا كار تو را هم راه بیندازد، می‌خندد دیگر! خب كاری از دستش بر نمی‌آید، مگر می‌تواند بیل بزند؟ خوابیده افتاده روی بستر و به حال كسالت و مرض، اینها این‌طورند؛ یعنی می‌آیند و آن حقیقت‌ قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ را در درون خود تثبیت می‌كنند و خدا هم می‌آید آن را كاملا حك می‌كند، فقط همان مسئله.

  • خوشا آنان كه دائم در نمازند***بهشت جاودان مأوایشان بی‌
  • این معنای همیشه در نماز این است.

  • یا علی اذا رایت وقتی دیدی مردم این كار را می‌كنند فبعقلك یعنی این. آن شب تا صبح نماز می‌خواند هیچ فرقی نكرده، ولی تو دو ركعت می‌خوانی و با آن دو ركعت معلوم نیست كجا می‌روی، یا نمی‌خوانی به دلیلی! اما حال تو حال نماز است، نفس می‌كشی حال نماز است. ما خیال می‌كنیم پیغمبر شوخی می‌كرد وقتی‌كه در آخر شعبان برای مردم خطبه خواند و فرمود: «ایها الناس انفاسكم فیه تسبیح و نومكم فیه عباده»2 نفسی كه در ماه رمضان می‌كشید این نفس‌ها تسبیح است. می‌گوییم حالا بالاخره خدا یك لطفی كرده در این ماه رمضان، آمده یك بخششی كرده و نفس‌های ما را تسبیح قرار داده. نه آقا! این یك امر واقعی و تكوینی است. كدام ماه رمضان و كدام روزه و كدام روزه گیرنده و صائم؟

    1. معادشناسى، ج ٩، ص ١١٧ و ١١٨: پيوسته صحيفه سجّاديّه در مقابل او روى كتاب‌هاى مطالعه بود، و از مناجات خمسه عشر حضرت سجّاد بسيار لذّت مى‌برد و غالباً آنها را مى‌خواند و از حفظ بود، و بالاخصّ به مناجات هشتم كه مناجات مُريدين است بسيار عشق مى‌ورزيد. اطاق مطالعه هميشگى ايشان در بيرونى و طبقه فوقانى و اطاق محقّرى بود، و بالاخص در تابستان گرم نجف سخت و مشكل بود. گرفتارى‌ها و شدائد از اطراف و اكناف روى آور بود، و در اين اواخر به كسالت قلب و پرستات مبتلا بود و عمل جرّاحى پروستات نموده و روى تخت افتاده، و ادرار بوسيله لوله‌اى در ظرفى زير تخت مى‌ريخت. و قرض ايشان چه براى إمرار مخارج شخصى، و چه براى طلّاب به حدّ اعلى رسيده بود. و خانه مسكونى خود را به چهار صد دينار عراقى به جهت مصرف يك عمل جرّاحى كه براى يكى از ارحامشان پيش آمد كرده بود، به رهن گذاشته بودند، و از جهات داخلىِ منزل نيز ناراحت و در شدائدى بسر مى‌برد. اين حقير در هفته يكى دوبار به خدمتش مى‌رسيدم و تا اندازه‌اى براى من گفتگو داشت. در اين حال كه يك روز وارد شدم ديدم: درحالى‌كه به پشت روى تخت افتاده، و سنّ از هشتاد سال گذشته است، صحيفه كوچك خود را مى‌خوانَد و اشك مى‌ريزد و در عالمى از سرور و بهجت و نشاط و لذّت است كه حقّاً زبان از وصف آن عاجز است. كأنّه از شدّت انس با خداى تعالى، در پوست نمى‌گنجد و مى‌خواهد به پرواز در آيد. سلام كردم، گفت: بنشين! اى فلانكس از حالات من كه تو خبر دارى (و در اينجا اشاره كرد به جميع گرفتارى‌ها: از مرض و جرّاحى، و تنهائى، و ناملايم بودن وضع داخلى، و هواى گرم، و قرض فراوان، و گرو رفتن منزل و غيرها). عرض كردم: آرى! و سپس با يك تبسّم مليحى رو به من كرد و فرمود: من خوشم، خوش؛ كسى‌كه عرفان ندارد نه دنيا دارد نه آخرت.
    2. الأمالى (للصدوق)، ص ٩٣.
/ 260