اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
4ما نباید تصور كنیم كه حالا امام علیهالسّلام بر حسب تصور ما و به مقدار فكر و سعه فكر ما فرض كنید كه فلان قضیه را به وجود میآورد، مثلًا ردالشمس میكند، ماه را دو نیم میكند و امثال این مسائلی كه پیش اهل فن مسائل پیش پا افتاده و مكتبی است؛ یعنی افرادی كه در مكتب و در سطوح اولیه این راه قرار گرفتهاند با ارهاص1 و جلوات پروردگار در نفس، یك همچنین كارهایی انجام میدهند. خود بنده هم دیدهام افرادی در سابق از این قبیل امور حالا نه به آن كیفیت، ولی به كیفیتهای دیگر جلوی چشم خود من هم انجام دادند درحالتیكه در همان موقع و بعد و الان برای ما این مطالب اصلًا جاذبیتی ندارد و مثل كارهای عادی كه افراد عادی انجام میدهند، این مطالب به همین نحو است. حالا برای افراد این مسائل خیلی مهم است و برای اهل معرفت مطالبی هست كه اینها اصلا به پای او نمیرسد.
یك روز خدمت رفقا این قضیه را عرض كردم نمیدانم كجا بود كه روایت از امام صادق علیهالسّلام است كه آنچه را كه حضرت سلیمان انجام میداد یا وزیر او انجام میداد. چون برای حضرت سلیمان همردالشمس شد خورشید برگشت. خیال نكنید فقط این اختصاص به امیرالمؤمنین دارد، اینها برای امیرالمؤمنین كسر شأن است و باعث تنزل شخصیت امیرالمؤمنین است كه خورشید را برگرداند. امیرالمؤمنین به این حرفها میخندد میگوید: ماشاءاللَه به شیعیان ما! ما را در این حد پایین آوردند كه ما خورشید را بر میگردانیم! واقعا عرض میكنم اگر نگاه كنیم به ... ولی دیگر چه باید كرد كه با عوام باید اینگونه صحبت كرد. اگر بیاییم بگوییم كه امیرالمؤمنین میآید یك قلب و یك سرّ و ضمیر را برمیگرداند و او را از مرحله مادی و توغل در اعتبارات به عالم تجرد میرساند اصلا برای ما قابل فهم نیست! یك كلام امیرالمؤمنین از هزار ردالشمس بالاتر است، ردالشمس دیگر چیست؟! عرض كردم بنده نظایر اینها را در طول حیات خودم به چشم خودم دیدم، اینها كه مسئلهای نیست.
- ارهاص در اصطلاح متكلمان، حوادث خارقالعاده يا شگفتى است كه در آستانه ميلاد انبياء و يا بعد از آن و پيش از بعثت ايشان به وقوع مىپيوندد.

