اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
3مرحوم آقا میفرمودند: بالاترین درد، درد جهالت است. همه دردها قرص و دارو و كپسول دارد ولی این درد قرص ندارد، فرض كنید انسان یك مشت قرص بخورد كه جهالتش از بین برود! نه، اینطور نیست. حالا خدا نكند كه این جهالت، جهالت مركب باشد و جهالت از روی عناد باشد و انسان تعمداً جهالت را بر خود تحمیل كند. این هم هست دیگر، میخواهند به انسان مطلب بگویند، بگوید آقا من این حرف را اصلًا نمیخواهم بشنوم! میگویند آقا بیا در این جلسه دو تا حرف بشنو میگوید من اصلًا تو این جلسه نمیخواهم بیایم! میگویند آقا شاید این نظرت فرق كند، میگوید اصلًا نمیخواهم نظرم فرق كند! این تحمیل جهالتاست. انسان پوششی بر فكر و ضمیر و فطرت خود بیندازد و با دست خود جهالت را بر خود تزریق كند این بالاترین دردهاست.
همانطوری كه خدمت رفقا عرض كردم مثالی است میزنند: میگویند آدم خوابیده را میشود بیدار كرد ولی آدمی كه خود را به خواب میزند انسان نمیتواند دیگر او را بیدار كند. شخص خوابیده را انسان بیدار میكند چند تا تكانش میدهد، حرف میزند، بلند میشود هرچی هم سنگین باشد بیهوش نیست، بالاخره بلند میشود. ولی خدا نكند كه انسان خود را به خواب بزند، به خواب زدن یعنی تمام امكانات و استعدادات وجودی را از خود بگیرد و پوششی بر همه آنچه كه پروردگار به عنوان موهبت برای انسان قرار داده و اعطا كرده است بیندازد و خود را از رسیدن به آن نعمت الهی محروم كند، این میشود بطلان، این معنا معنای بطلان است. پس آنچه كه برای نیاز در وهله اول شرط بود فهم است.
این قدر كه مرحوم آقا تكیه میكردند برای رسیدن به مطالب، باید كتابهای ما خوانده بشود معنایش همین است. در كتابهای ایشان آن مطالبی كه موجب میشود استعدادهای ناشناختهای كه برای ما تابهحال مخفی بوده، آن استعدادها یكی یكی سر باز كند و آن امكاناتی كه خداوند در وجود ما برای رسیدن به تجرد قرار داده است برای ما واضح بشود. هیچكس تابهحال نیامده بگوید كه انسان میتواند به مقامی برسد همطراز و همسان با مقام امام علیهالسّلام، تا این حرف زده بشود یك مرتبه میگویند: آی وای امام كجا ما كجا؟! كجا ما میتوانیم به این مطالب برسیم كجا ما میتوانیم، نه! ولی شما میبینید اولیای الهی خیلی صریح و روشن میآیند این مسئله را بررسی میكنند و میگویند امام، امام انسان است در هرجا و در هر موقعیتی كه هست.

