
اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
13امروز قصد داشتم حالا تا حدودی شاید موفق بشوم شاید هم انشاءاللَه باشد برای بعد راجع به این صحبت كنم كه چگونه ما اعمال خود را از احساسات متبدل به عقلانی كنیم. اگر در احرام حج سبكردن، غیبت كردن حرف زشت زدن حرام نبود آیا ما همینطور مثل وقتیكه حرام است ترتیب اثر میدادیم یا نه؟ اگر ما به این نكته رسیدیم كه بدون اینكه قانونی بر سر ما چماق شود و مهمیزی ما را در پشت سر بنوازد و ترس از عقاب و ترس از خوف و خشیت از عذاب خدا نباشد بتوانیم آنچه را كه برایمان صلاح است و رشد است آن را انجام دهیم تازه شدیم فرد عقلانی، همانی كه پیغمبر به امیرالمؤمنین میفرماید: یا علی اذا رایت ان الناس یقبلون علی بارئهم بانواع البر فاقبل علیه بعقلك تسبقهم؛1 وقتی میبینی كه مردم دارند با زیادی كارهایشان، با افعالشان به سمت خدا میروند خیال میكنند با اینكه نماز زیادخواندن، روزه زیادگرفتن، با اینگونه كارها قرآن زیاد خواندن میتوانند هی به خدا برسند، تو با عقل خودت حركت كن و عقل خودت را حاكم قرار بده، از آنها سبقت میگیری چه سبقتی! این همین معناست؛ یعنی انسان احساس كند، حال احرام برایش حرمت و تكلیف و كفاره نیاورد، روزه برای او با حال احرام تفاوت نكند، اوقات دیگر برای او با حال احرام و روزه تفاوت نكند این میشود سلوك عقلانی، نه اینكه در سلوك عقلانی شما همه چیز را كنار میگذارید، نه! در سلوك عقلانی آن عمل خارجی تازه ارزش پیدا میكند، تازه رشد پیدا میكند تازه فهم پیدا میكند تازه قیمت پیدا میكند.
روایت داریم قضیه همان راهبی كه اینقدر هی نماز میخواند و ملائكه به حالش غبطه میخوردند البته نه هر ملائكهای، چون خود ملائكه هم دارای مراتب متفاوت تجرد و مراتب متفاوت علم هستند نگاه كردند دیدند تو پروندهاش خیلی ثبت نمیشود بیچاره هی میخواند ولی چیزی در پرونده نوشته نمیشود. میزان سنگین نیست ثقیل نیست. آیه داریم وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ... الأعراف، ٨ وزن در روز قیامت حق است، میزان حق است. گفتند: خدایا اینكه صبح تا شب میبینیم نماز میخواند. خب بروید امتحانش كنید. آمدند امتحان كردند گفتند: هیچ فكری نداری؟ گفت: من به این علفهایی كه اینجا درآمده خیلی حسرت میخورم غبطه میخورم! اگر خدا خرش را میفرستاد این علفها را میخورد، دیگر این علفها هی درنمیآمد تو بهار و تو پاییز خشك بشود و هی از بین برود این علفها همینطور بیخود درمیآید و این مصرف ندارد. یعنی فهمش از خدا، یك آدم خر سوار و مركب او هم یك الاغ كه بیاید و این علفها را بخورد!
- الوافى، ج ١، ص ١٠٢: ورد عن النبى صلى الله عليه و آله و سلّم: يا علىّ إذا تقرّب الناس إلى خالقهم بأنواع البِرّ فتقرّب أنت إليه بالعقل حتى تسبقهم.
