
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
19اما مربوط به كلام كه این خیلی عجیب است. صحبت كردن و سخن گفتن زیادی ـ حالا این هم بحثش مشروحاً خواهد آمد اگر خداوند توفیق بدهد ـ كه چطور انسان صحبت كه میكند این صحبت او را از بین میبرد. این صحبت چیست؟ اینكه دیگر غذا نیست. صحبتی كه صِرف یك لقلقه لسان است این چرا باید انسان را از بین ببرد؟ این صحبت با نواری كه میگردد چه فرقی دارد؟ چه تفاوتی میكند؟ هر دو صحبت است چرا تأثیر در نوار نمیگذارد اما در انسان تأثیر میگذارد؟ فورا رفقا میتوانند بگویند. صحبت گرچه یك صوت است ولی این صوت وقتیكه با انسان ارتباط پیدا میكند ایجاد صور مثالی میكند؛ اگر سخن، سخن مفید و برای خدا باشد مثال او میشود مثال خوب، كسی كه بنشیند و برای خدا صحبت كند. مطالب اخلاقی بگوید، مطالبی كه در آن نفسانیات نیست، اعتبارات نیست، دنیا نیست. این صحبت همه برای خداست، صحبت برای دنیا نیست برای افساد نیست، و انسان خودش میتواند تشخیص بدهد، این صورت مثالیش صورت مثالی زشت و مُشوّه نیست.
اما در بعضی از موارد این صحبت را هم انسان باید ترك كند، در آنجایی كه احتیاج به یك مرتبه بالاتر دارد. چرا رسول خدا آمد و مكان عزلت برای خود اختیار كرد؟ در میان همان مردم بود دیگر. چون رسول خدا احتیاج به جایی دارد كه صحبت با كسی نكند و كسی با او حرف نزند. این احتیاج دارد، چهل روز یك هفته دو هفته سه هفته، در طول سال، پیغمبر میآمد و میرفت در غار حرا و در آنجا خودش بود و تنها و امیرالمؤمنین هم در آن موقعی كه طفل خردسال بودندبعضی اوقات بودند. رسول خدا هم احتیاج به سكوت دارد حتی اگر خدا هم بگوید این خدا صحبت است، كلام است. در بعضی از اوقات این اللَه را هم انسان نباید بگوید.
مرحوم آقا ظاهراً در معاد شناسی در آنجا دارند ـ رفقا باید بدانند ـ كه وقتی به قبرستان میروید برای زیارت اهل قبور، یك فاتحه بخوانید و بعد كناری بنشینید و به سكوت بگذرانید. این خیلی كلام عجیبی است شاید برای خیلیها این مسئله موجب شبهه باشد. خب انسان بنشیند قرآن بخواند برای اموات، انسان بنشیند دعا بخواند. دیگر از قرآن و كلام خدا و كلام ائمه كه بالاتر ما نداریم! ولی آن نكتهای كه در كلام مرحوم آقا هست این است كه انسان برای رفتن به قبرستان یك ثوابی میخواهد به آنها بدهد، آن را با خواندن فاتحه انجام میدهد. یك چیز دیگری میخواهد نصیب خودش كند، آن با خواندن قرآن حاصل نمیشود آن قرآن را بیا تو خانه بخوان، آن با خواندن دعا پیدا نمیشود آن دعا را بیا داخل خانه بخوان. وقتی میروی در قبرستان، فضای قبرستان، اموات این حالت، این موقعیت، باید یك تأثیری در نفس بگذارد آن تأثیر باید با سكوت باشد، با خواندن قرآن آن تأثیر پیدا نمیشود. مینشینی، ساكت در خودمان، فضای سكوت قبرستان و مقابر و حال و هوای اموات و كیفیت ارتباط با آنها را در نفس خودمان كمكم احساس میكنیم، آنوقت آن حالت انقطاع و تذكر و تنبّه كه باید برای ما به عنوان نقطه اساسی و به عنوان محور در كارهای ما قرار بگیرد آن حاصل میشود. اگر یك ختم قرآن از اول تا آخر بكنیم این حال پیدا نمیشود، ختم قرآن به جای خود آن هم به جای خود.
