
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
21وقتیكه انسان صحبت میكند این نوار نیست، معانی این گفتار به صورتهای مثالی خودش میآید در نفس قرار میگیرد و بعد صورت ظاهریش میآید بیرون و از دهان انسان خارج میشود، آن صورت باطنی كار خود را میكند. یعنی وقتیكه من صحبت میكنم همینطور كه حرف نمیزنم، یك معانی اول در ذهنم میآید منتها آنقدر سریع هست كه تصور بر این است كه این مطالب خیلی زود میآید بدون تفكر، آن معانی این الفاظ، در صورتهای برزخی و مثالی خود میآیند و نفس را میگیرند و پُر میكنند و خراب میكنند شلوغ میكنند. شما نیم ساعت بروید دیدن رفیقتان، نیم ساعت بروید در اتاق كارتان، بگیرید بنشینید، در وقتیكه ارباب رجوع نمیآید. بعد از نیم ساعت كه میخواهد بیایید، حال خودتان را مقایسه كنید تا اینكه در این نیم ساعت سی نفر مراجعه كردند. نیم ساعت فقط شما حرف زدید. ببینید چقدر شلوغ میشوید. خودتان احساس نمیكنید به هم ریختید!؟ فكر به هم ریخته، شلوغ شده، آن تحمل و صبری كه در اول بود الان آن تحمل را ندارید. زود عصبانی میشوید زود ناراحت میشوید. این چیست؟ به هم ریختگی است دیگر! این مسئله شرط اساسی است.
پس بنابراین در این دو مطلب ما تكیه كنیم. البته مطالب راجع به این قضیه زیاد است كه انشاءاللَه در فرصت خودش، فقط این جلسه را بنده گفتم كه راجع به این مسئله خدمت رفقا عرض كنم، چون صحبت زیاد شده، مطالب خیلی برای بنده اظهار داشتند كه به چه نحوه ما باید حالات خود را حفظ كنیم. پس دو مطلب هست كه رفقا این را فراموش نكنند: یكی در كیفیت غذا، اینكه بزرگان میفرمودند هر هفتهانسان یك روز روزه بگیرد یا اگر میتواند دو روز روزه بگیرد، به خاطر این است كه آن حال و هوای روزه را هی در طول هفته تجدید كند. یعنی آن كیفیت ارتباط با خودش را نگذارد در طول ایام و با گذشت حوادث، همراه با حوادث و با آن جریان، او از بین برود و با آن جریان حوادث از قلب انسان بیرون برود. هی دوباره یك هشدار بیاید برای او، چهار روز بعد یك هشدار بیاورد، ده روز بعد یك هشدار بیاورد. این هشدارها باعث میشود كه آن حالت در انسان تقویت و تثبیت بشود.
