نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
2أعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
وصلّى اللَه على سیدنا و نبینا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة على أعدائهم أجمعین
بحث مستمر راجع به حدیث شریف «عنوان» را امروز موقتاً قطع میكنیم و به مطلب دیگری به مناسبت حال و سؤالاتی كه راجع به این قضیه شده میپردازیم. انشاءاللَه از جلسه بعد خداوند توفیق بدهد همان بحث را ادامه میدهیم.
رفقا چه در قبل از ماه مبارك رمضان و چه بعد از ماه مبارك و حتی در خود ایام ماه مبارك بهطور مستمر این سؤال را از حقیر میكردند كه: چه كنیم كه حالمان در ماه مبارك دوام و ثبات داشته باشد؟ البته مناسب بود راجع به این مسئله قبل از ماه مبارك صحبت بشود ولی علیكلحال شاید الان هم بیمناسبت نباشد. چون از ماه رمضان درآمدیم و تصور بر این است كه در ماههای عادی قرار گرفتیم و آن حال و هوای ماه مبارك و كیفیت ربط تغییر پیدا كند. دیشب وقتی راجع به این مسئله فكر میكردم كه همان حدیث شریف را ادامه بدهم یا اینكه به این مطلب بپردازیم دیدم كه شاید این مسئله اولی و انسب باشد.
طبعاً در ماه مبارك رمضان حال و هوا، حال و هوای دیگری است و انسان خود را در یك وضعیت دیگری میبیند قهراً ارتباطات و كارهای او به مناسبت شرایط ماه مبارك تغییر پیدا میكند و به همان كیفیت در حال او هم تأثیر میگذارد. حال صحبت در این است كه چه كنیم كه آن وضعیت استمرار پیدا كند و منحصر به همان ایام خاص نباشد؟ روایتی است مأثور از رسول اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم كه بزرگان در السنه خود بر آن خیلی تكیه داشتند و نسبت به شاگردان خود این مطلب را بیان میكردند كه كیفیت استفاده از ایام مخصوصه و اوقاتی است كه نظر و عنایت پروردگار در آن اوقات و در آن ایام یا لیالی نسبت به بندگانش بیشتر و خصوصیت و ویژگی خاصی در این ایام و لیالی برای افراد و بندگانش قائل است. مضمون این روایت این است: ألا و أنّ لله فی أیام دَهرِكم نفحات ألا فَتَعَرّضوا لها ولا تَعرّضوا عنها1 خدای متعال یك اوقات خاصی را در طول مدت عمرتان، فی أیام دَهرِكم یعنی درطول مدت عمرتان درطول زمانتان، یك اوقات خاصی را خصوصیتی بخشیده است كه آن را از سایر ایام متمایز كرده، مواظب باشید كه این اوقات و این خصوصیات را حفظ كنید و ضبط كنید و نگهداری كنید و نگذارید كه از دست برود و مبادا كه غفلت كنید كه آن از دست خواهد رفت.
- رساله لبّ اللباب در سير و سلوک اولى الألباب، ص ٢٤.

