نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
5در این مطلب شكی نیست كه مكان و زمان دو عامل مهم برای كیفیت تأثیر سلسله علل و معلولات بر عالم ملكوت و مثالی انسان هستند. چنانچه از نقطه نظر ظاهری نیز وضعیت انسان در روز با شب از نقطه نظر مزاجی متفاوت است؛ استعداد بدن برای هضم غذا در روز است نه در شب. سلسله عصبی انسان كیفیت كارش و عملش در روز و شب فرق میكند. چرا ما داریم در شب غذای سنگین نخوریم چرا؟ این همه روایات داریم در شب غذای سبك بخورید، شب را زودتر بخوابید، صبح زودتر برخیزید. چه فرقی میكند؟ معده كه همان است، روده هم همان است، قلب و كبد و اعضا و از اعصاب و اینها هم چیزی كم نشده. حتی اگر شما در روز هم چیزی نخورید باز در شب كیفیت جذب غذا فرق میكند؛ غذا را باید در روز خورد تا بتواند جذب او بهتر باشد و همینطور باید در اول روز خورد كه آمادگی برای جذب بیشتر است. حالا انسان بگوید ما كه از صبح تا شب چیزی نخوردیم و روزه گرفتیم آنچه را كه باید در ظهر بخوریم حالا در شب میخوریم نخیر! در یك همچنین وضعیتی باز به معده فشار میآید، باز به آن سلسله هضم كننده و متابولیسم هضم كننده بدن فشار میآید تغییر پیدا میكند و این به واسطه شرایطی است كه آن شرایط در اختیار ما نیست.
خداوند متعال این سیستم بدن ما را به نحوی خلق فرموده است كه با شرایط محیط شكل پیدا كرده و ما جدای از شرایط محیط نیستیم. شب كه میشود بدن احتیاج به استراحت دارد حالا شب كه میشود تازه حركت ما شروع میشود اینجا برو آنجا برو، این مجلس آن مجلس، اینجا بنشین تا ساعت یك دو سه تا نزدیكهای صبح، بعد آنوقت روز بخوابیم و بخواهم جبران كنیم این همه چیز بدن را به هم میریزد و كار خلقت را تعطیل میكند و اشكال در مسیر خلقت ایجاد میكند.

