نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
4زمان هم همینطور است؛ علت اینكه میفرماید. .. وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها ... طه، ١٣٠ به خاطر خصوصیتی است كه موقع طلوع آفتاب و هنگام غروب این خصوصیت وجود دارد. چه انسان چشمش به خورشید بیفتد یا نیفتد، چه پنجرهها را ببندد یا باز كند بعضیها میگویند به خاطر كیفیت دیدن انسان، حالت بهجت برای انسان پیدا میشود و مسئله فرق میكند. در هنگام صبح و در هنگام غروب حال متفاوت است در صبح انسان یك حالی دارد و در هنگام غروب حال دیگری دارد. دعای صباح را باید صبح خواند نه غروب، حالا اگر ما جای این را عوض كنیم مثلا دعای سِمات كه در موقع غروب است صبح بخوانیم این نتیجهاش برعكس میشود. كیفیت دعا و عبارات و كیفیت توجه در دعای صباح به یك نحو است و در دعای سمات به یك نحو دیگر است. درست مثل اینكه دارویی كه برای شما مفید است آن دارو را كنار بگذارید و داروی ضدش را بخورید تأثیر خلافدارد. تصور نكنید حالا تو این دعا همه اللَه است و رب است و ای خدایا، نه! هر كدام از اینها جایگاه خاص خودش را دارد و اگر انسان متوجه نباشد مطلب تغییر پیدا میكند و این مسئله مربوط به عالم اسرار میشود كه كیفیت نزول اسما و صفات الهی و ورودش در این عالم به چه نحو است، ورودش در اینجا به چه كیفیت است. انسان سر خود نمیتواند هر چیزی را بخواند و هر چیزی را ادراك میكند بتواند عمل كند.
در هنگام صبح نفس انسان حالت بها و بهجت را میطلبد، در هنگام غروب به همین كیفیت است. این نحوه گردش و طلوع و غروب آفتاب همانطوری كه یك تأثیری بر عالم ماده و اشیایی كه در عالم ماده است قرار میدهد همینطور از نقطه نظر جنبه مثالی و ملكوتی نیز، تأثیرخاص به خود را در همان وضعیت دارد. بر این اساس حالات انسان و توجهات انسان باید شكل پیدا كند و نحوه ارتباط انسان باید نسبت به مسئله تغییر پیدا كند.

