اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

14٬824
عنوان بصری

بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: ولا يدع اَيّامه باطلاً. 1 در صورتي كه موقعيت و جايگاه افراد مانع و حاجز از رسيدن ايشان به هدف و غايت كمالي خويش شود گذر ايام براي آنها بطالت مي‌باشد. 2 توضيحي راجع به اينكه چگونه مسير و حركتي را كه افراد براي رسيدن به مقصود و مطلوب طي مي‌كنند پس از مدتي خود آن مسير و مشي بعنوان بت و پايگاه و هدف ايشان قرار مي‌گيرد. 3 ذكر روايتي بسيار عجيب در اهميت معرفت و شناخت افراد نسبت به امام زمان خويش از پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 4 توهم نادرست برخي از افراد در ارتباط با اينكه حقيقت اسلام منحصر است در مبارزه و جنگ و بيان پاسخ آن. 5 نظاره كردن بندگان پروردگار به ديد حقارت امريست خلاف مكتب توحيد چرا كه در مكتب توحيد همه انسانها از جنبه انتساب و ربط خود به پروردگار يكسان بوده همچون دانه‌هاي شانه هستند. 6 ذكر حكايتي جالب از مرحوم مقدس اردبيلي مبني بر اينكه جايگاه و موقعيت مرجعيت، او را در خود حصر و حبس نكرده است. 7 انسان مبنا و اساس اعمال و كارهاي خويش ر ابايد بر طبق تكليف و وظيفۀ الهي خود انجام دهد و تحت تأثير جوّ و تبليغات و الغاءات باطل افراد واقع نشود. 8 راه سلوك پروردگار متعال عبارتست از خروج از مجاز و اعتبار و ورود در حق و واقعيت. 9 از جمله خطراتي كه سالك راه الهي را تهديد مي‌كند اينست كه نفس سلوك و موقعيت فرد حجاب و مانع و حاجز شود براي او در رسيدن به پروردگار متعال و مراتب كمالي. 10 بيان برخي از ظرائف و دقائق عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در جريان فتح مكه كه حكايت از تجلي تام حقيقت توحيد در وجود حضرت مي‌كند. 11 پيامبر اكرم در بدو ورود به شهر مكه مي‌فرمايند: الاسلام يجبُّ ما قبله. 12 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مبني بر پيشنهاد عفو عمومي بمانند عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از فتح مكه. 13 اشعار مغرضانه شاعر عرب در تجليل از خليفه ثاني در ارتباط با غصب خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و ظلم‌هاي وارد شده برحضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه عليها. 14 ذكر كلام ابن ابي الحديد در شرح نهج‌البلاغه مبني بر مذمت خلفاء بدليل فرار ايشان از جنگ احد و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز. 15 ذكر مطالبي در بيان جايگاه والاي حضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

توضیحات:

بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: ولا يدع اَيّامه باطلاً. 1 در صورتي كه موقعيت و جايگاه افراد مانع و حاجز از رسيدن ايشان به هدف و غايت كمالي خويش شود گذر ايام براي آنها بطالت مي‌باشد. 2 توضيحي راجع به اينكه چگونه مسير و حركتي را كه افراد براي رسيدن به مقصود و مطلوب طي مي‌كنند پس از مدتي خود آن مسير و مشي بعنوان بت و پايگاه و هدف ايشان قرار مي‌گيرد. 3 ذكر روايتي بسيار عجيب در اهميت معرفت و شناخت افراد نسبت به امام زمان خويش از پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 4 توهم نادرست برخي از افراد در ارتباط با اينكه حقيقت اسلام منحصر است در مبارزه و جنگ و بيان پاسخ آن. 5 نظاره كردن بندگان پروردگار به ديد حقارت امريست خلاف مكتب توحيد چرا كه در مكتب توحيد همه انسانها از جنبه انتساب و ربط خود به پروردگار يكسان بوده همچون دانه‌هاي شانه هستند. 6 ذكر حكايتي جالب از مرحوم مقدس اردبيلي مبني بر اينكه جايگاه و موقعيت مرجعيت، او را در خود حصر و حبس نكرده است. 7 انسان مبنا و اساس اعمال و كارهاي خويش ر ابايد بر طبق تكليف و وظيفۀ الهي خود انجام دهد و تحت تأثير جوّ و تبليغات و الغاءات باطل افراد واقع نشود. 8 راه سلوك پروردگار متعال عبارتست از خروج از مجاز و اعتبار و ورود در حق و واقعيت. 9 از جمله خطراتي كه سالك راه الهي را تهديد مي‌كند اينست كه نفس سلوك و موقعيت فرد حجاب و مانع و حاجز شود براي او در رسيدن به پروردگار متعال و مراتب كمالي. 10 بيان برخي از ظرائف و دقائق عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در جريان فتح مكه كه حكايت از تجلي تام حقيقت توحيد در وجود حضرت مي‌كند. 11 پيامبر اكرم در بدو ورود به شهر مكه مي‌فرمايند: الاسلام يجبُّ ما قبله. 12 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مبني بر پيشنهاد عفو عمومي بمانند عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از فتح مكه. 13 اشعار مغرضانه شاعر عرب در تجليل از خليفه ثاني در ارتباط با غصب خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و ظلم‌هاي وارد شده برحضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه عليها. 14 ذكر كلام ابن ابي الحديد در شرح نهج‌البلاغه مبني بر مذمت خلفاء بدليل فرار ايشان از جنگ احد و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز. 15 ذكر مطالبي در بيان جايگاه والاي حضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

9
  • اولًا: پیاده رفتیم. آقایان همه توصیه می‌كنند، آقایان اطبا و اینها كه انسان باید پیاده برود، مخصوصاً برای افرادی كه ناراحتی‌هایی، چیزی هم دارند. یك مقداری پیاده روی خودش خوبه. خیر ما تداویتم به المشی‌1 رسول خدا فرمود: بهترین دوا پیاده روی است. متأسفانه دیگر امروزه با این وسایل نقلیه دیگر كمتر ... و به خاطر همین هم امراض و اینها می‌آید. پیاده روی بهترین تداوی است كه نفع آن به خودمان برمی‌گردد.

  • دوم: اینكه مردم ببینند احساس كنند كه با وجود همه چیزها، با وجود همه تبلیغ‌ها، با وجود همه نمایش‌ها و با وجود چیزهای دیگر ما این عمامه را از سرمان برنمی‌داریم، در این خیال خام بمانید، این هست.

  • اما اگر من بلند شوم بیایم بگویم: نه آقا چون مردم بد می‌گویند بنده داخل ماشین بروم. این حصر در این قید است محصور شده‌ام، محصور شده‌ام. یعنی این لباس آمده مرا از خودیتم و انسانیتم بیرون آورده به خاطر حرف مردم كه مردم بد نگویند خودم را قایم كنم، پنهان كنم. به خاطر حرف جهال بیایم خودم را به كنار بكشم، تحت تأثیر القائات و حرف‌های چرند و پرند دیگران از خودم بیرون بیایم، از آن حریتم خارج بشوم و خودم را محكوم و مغلوب افكار پوچ دیگران كنم. بیا این نتیجه‌اش، این انسان است؟! انسان است؟! انسان نیست! ما كه هر چیزی را كه جامعه می‌پسندد نباید به آن كیفیت راه برویم. ما این عمامه را بر سر خود گذاشتیم برای هدف و برای مقصودی، حالا هر فیلمی می‌خواهید درست بكنید بكنید. عیب ندارد، مارمولك درست كردید عیب ندارد! عقرب و هزارپا هم می‌خواهید درست بكنید بكنید. این عمامه از سر ما به در نمی‌آید، هرچه می‌خواهد باشد. ما به خاطر اجتماع عمامه بر سر نگذاشتیم كه حالا به خاطر اجتماع بخواهیم برداریم. این هست. حالا فرض بكنید كه نه مردم بد می‌گویند، مردم آن‌طور می‌گویند، مردم چه می‌گویند، هی ما عقب‌گرد، عقب‌گرد، عقب‌گرد، هی برویم در خود فرو تا جایی كه دیگر حیثیت و هویتی در شخصیت ما دیگر باقی نمی‌ماند. ما شدیم چه؟ حباب! حباب شدیم! بادكنك! تق، یك سوزن بزنید می‌تركد هیچ چی، فقط با یك سوزن! با یك سوزن از بین می‌رود!

    1. النهاية، ج ٤، ص ٣٣٥
/