حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن
5اینجاست كه یك مسئله پیش میآید، از سابق هم این مسئله را مطرح كردهاند، مخصوصاً در جامعهشناسی تاریخ، این مطلب است كه آنچه كه ما در تاریخ ملاحظه كردیم و مورخین نوشتهاند، حوادث مختلفه تاریخی بر این مسئله گواهی میدهد این است كه هر حركت انقلابی و صلحطلب تاریخی كه تابهحال اتفاق افتاده، هر حركتی در هر زمانی، در زمانهای سابق، در كشورهای مختلف، در مسائل مختلف، در قرون متفاوته، ابتدای آن حركت و آن نهضت ممكن است جهت اصلاحی داشته باشد؛ نظام خلافی است خلاف انسانیت، خلاف بشریت طبعاً افرادی به دور هم اجتماع میكنند برای از بین بردن این نظام، برای از بین بردن ظلم، برای از بین بردن استبداد دست به دست هم میدهند و حركتی را بوجود میآورند و چهبسا به پیروزی میرسند؛ چطور اینكه ما در خیلی از قضایای تاریخی این مسئله را دیدیم.
اما صحبت در این است كه آن انگیزه و آن نیت و آن علت غائی برای این حركت اصلاحطلبانه و حركت احقاق حق و امحاء ظلم، پس از رسیدن به نتیجه چند صباحی نمیگذرد كه خود تبدیل به یك حركت مستبدانه و یك حركت ظالمانه و یك حركت خفقانآور خواهد شد. این مسئله در طول تاریخ به اثبات رسیده؛ در كشورهای مختلف، در زمینههای مختلف و در افراد مختلف.
مثلًا در زمان بنیعباس شما این مسئله را در نظر بگیرید. بنیعباس اینها افرادی بودند كه آمدند اصلًا به خونخواهی از ظلمهایی كه بر سیدالشّهدا و اهلبیت رفته قیام كردند و بر علیه بنیامیه و بنیمروان مردم را جمع كردند. شعارهایی كه ابومسلم خراسانی از همین خراسان با این شعارها مردم را جمع كرد؛ شعارهای احقاق حقوق از دست رفته بر بنیهاشم بود. چون در آن زمان شیعیان در ایران زیاد بودند، در جاهای مختلف شیعه بودند، در ری، قم، ساوه، قزوین، خراسان، نیشابور، سبزوار در این نواحی همه اینها شیعیان بودند، منتها در تحت حكومت بنیمروان، حكام آنها از اهل تسنن بودند و در خفقان بسر میبردند. شعارهای اینها شعارهای احقاق حق بود و رفع ظلمهایی كه بر اهلبیت رسول خدا و بر سایر افراد به توسط بنیامیه و بنیمروان میرفت. ولی شما تصور كنید كه وقتی همینها میآیند و خلافت را بدست میگیرند و مطلوب برای آنها حاصل میشود و بر اریكه خلافت كه باید اسمش را سلطنت گذاشت تكیه میزنند به همان جنایات و به همان قبائح و به همان وقائحی مبتلا میشوند كه اسلاف و گذشتگان اینها به همانها مبتلا بودند؛ از تضییق و حبس و شكنجه و زندان و قتل و نَهب1 و همهجور فجایع به نحوی كه شاعر میگوید ای كاش همان بنیامیه و بنیمروان بودند شما كه روی آنها را سفید كردید!
- غارت، چپاول، تاراج.

