حقیقت معنای باطل و بیان مراتب آن
3همینطور سنّ او به هر مقداری كه بالا برود به مقتضایفهم او و سعه مدركات او و تعلّقات نفسانی او و ظهور و بروز صفات و ملكات نفسانی او جاذبهها و دافعهها مختلف میشود. دیگر برای یك شخصی كه در سنین چهل سالگی است آن وسیله سرگرمكننده زمان طفولیت فایدهای ندارد و اصلًا به او توجه نمیكند. برای او مسائل دیگری جاذب است، آنچه كه میتواند او را اشباع كند، آنچه كه میتواند خواستههای او را تأمین كند. همینطور در سنین بالاتر تا به یك حدی برسد كه از نقطه نظر غرائز و صفات و ملكات در یك محدودهای قرار میگیرد كه آنچه را كه افراد عادی و عامی به آن دل میبندند از نظر او غیرمتوجه و غیرمتجهه است. دیگر برای او زرق و برق دنیوی ارزشی ندارد. نفس در یك مرتبهای قرار میگیرد كه در آن مرتبه فقط جنبه استعلاء و بزرگمنشی و ریاست بر سایر افراد برای او جاذبه دارد. ممكن است این شخص دیگر به غذا توجه نكند، نه از روی زهد، میل ندارد. ممكن است این شخص به عمارت و قصر توجه نكند، نه از روی زهد، توجه ندارد. ممكن است به سایر لذات دنیوی توجه نكند؛ چون نفس او در یك مرتبه بالاتری از شیطنت و فرعونیت و استعلاء و بزرگمنشی و بزرگخواهی قرار گرفته است.
عمر كه میآید و خلافت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را غصب میكند در حضور مردم نان و سركه میخورد و اگر برای او غذا و تحفهای بیاورند میگوید: چطور من دست به یك همچنین غذایی ببرم درحالتیكه هنوز در مملكت من افراد گرسنهای هستند؟! این حرف را هم زده ها! نه اینكه نزده این نان و سركه را میخورد، در نمازها حاضر میشود، نماز جماعت هم میخواند. ولی در یك مرتبه از استعلاء و بزرگمنشی و فرعونیت قرار گرفته است كه لذت این ریاست و این حكومت و خلافت بر مسلمین، میلیاردها برابر از لذت یك جوان بیست سالهای كه به لذتهای دنیوی مشغول است بیشتر است. اگر تمام این لذتها را برای او بیاورند آن حكومت و آن خلافت و آن ریاست را از دست نخواهد داد؛ چون نفس او در این موقعیت لذتی میبرد كه آن لذت قابل مقایسه با سایر لذات نیست.

