مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
9خب ما آمدیم این كار را كردیم. یكی از رفقا و دوستان از روی محبتش از روی لطفش از روی احساس وظیفهاش علیكلحال رفته بود یك كتاب تقریبا كتابچهاش همچنین نازك هم نبود معلوم نبود چند برگه بود آورده بود و مطالبی را كه در این طرف و آن طرف راجع به جریانات و مسائل میشنید اینها را جمعآوری كرده بود با یك پرونده قطور آمده بود قم به ما نشان میداد، میخواست به ما بدهد كه ما برویم مطالعه كنیم. فلانكس چی گفته، فلانكس چی گفته، فلانكس چی گفته، آن راجع به فلانی این حرف را زده، آن راجع به شما این را گفته آن راجع به آن این را گفته ... گفتم: آقا جان! ما بعد از مرحوم پدرمان پرونده را بستیم تو حالا میخواهی دوباره بازش كنی! بستیم تمام شد. چی میگویی فلانی این حرف را زده؟ فلانی كه این حرف را زده یا راست گفته یا اشتباه كرده، اگر راست گفته كه ما باید برویم خودمان را درست كنیم، اگر هم اشتباه كرده بنده بیایم وقتم را بگذارم راجع به یك اشتباهی كه او كرده، اشتباه را او كرده من وقتم را تلف كنم؟! كار خلاف را او انجام داده بنده بیایم فرصت بگذارم؟! این وقتی را كه میتوانم به روایت امام صادق و امام باقر و كلمات بزرگان بپردازم بیایم به غلطهایی كه دیگران گفتهاند به آنها توجه بكنم؟! خیلی باید احمق باشم، نه آقا جان! این را شما بردار خودت هم دیگر نگاهش نكن بعد هم همینطور پارهاش كن بنداز تو سطل خاك تموم شد رفت. بعد هم انشاءاللَه امیدواریم خدا همه را ببخشد و بیامرزد حالا اینها هم اگر راست گفتهاند، اگر هم اشتباه كردهاند بالاخره یك روزی متوجه و متنبّه میشوند. این را میگویند وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا انسان وقت خود را به بطالت نگذراند به آن چیزی كه برای او مفید است.

