مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
7آنوقت بعد از یك همچنین جریانی یك نفر بلند شده آمده جلوی مرحوم آقا نشسته، شروع كرد از ایشان پرسیدن: آقا ما مطالبی را كه از فلانی میشنویم آیا میتوانیم به او اعتماد داشته باشیم یا نه؟ تو را به خدا ببینید! اینكه من در جلسه گذشته عرض كردم مرحوم آقا به من فرمودند: همه اینها سیاهی لشكرند به خاطر همین استها! البته حالا توضیحی راجع به این قضیه میدهم چون خیلی شنیدم كه رفقا به اضطراب و تردید و تشویش افتادند گفتم نه بیایم یك مقداری حالا استمالت بكنیم. علیكلحال هر چیزی جای خود را دارد باید مطلب را صحیح و دقیق گفت درعینحال جای شكر و امید و توجه را در فرد باقی گذاشت آن مطلب بجای خود صحیح ولی نكته دیگری دارد كه حالا بنده انشاءاللَه عرض میكنم این هم یكی از افرادی بوده كه در دوروبر مرحوم پدر ما بودند اینجور افراد هم بودند و كمهم نبودند! انگار همه آسمان و زمین و ملائكه و بهشت و جهنم، اینها همه از كار افتادند برای اینكه فلانی حرف كه میزند آیا به او اعتماد بكنیم یا نكنیم؟ خب اعتماد نكن، برو از یكی دیگه بپرس مگر قرار بر این است كه هر كی هر چی گفت گوش بدی انگار همه سلوك فقط متمركز شده و متمحض شده در اینكه متوجه شوند آیا فلانی آدم خوب یا آدم بدی است؟ حرفی كه میزند درست میزند یا از خودش درمیآورد؟ صادقانه صحبت میكند یا غیر صادقانه؟
اینها مسئله است و ما باید به این نكته توجه داشته باشیم. مسئله تكلیف و مسئله احساس وظیفه نباید موجب بشود كه این قضیه، چرخشی پیدا كند و نفس را متبدل كند. باید ما دائماً متوجه باشیم؛ یعنی هر دقیقه باید خود را امتحان كنیم در هر لحظه باید خود را امتحان كنیم ببینیم آیا این صحبتی كه میخواهیم بكنیم صلاحش بیشتر است یا تبعات فاسدهاش؟ كدام بیشتر است؟ كدام بیشتر است؟ این مطلبی را كه الان میخواهیم بگوییم بسنجیم، اگر عقلمان نمیرسد مشورت كنیم با افراد دیگر، آقا من یك مطلبی میخواهم بگویم چیزی به نظرم رسیده یا اینكه نه! اصلا كسی را قبول نداریم آنكه دیگر خب راحت این مطلبی را كه میخواهم بگویم آیا به نظر شما صلاح است گفته بشود و چه قسم گفته بشود و با چه بیانی گفته بشود؟ یك اربعین ما ملاحظه كنیم، دو اربعین ملاحظه كنیم، سه اربعین ملاحظه كنیم اگر اثراتش را ندیدیم در خودمان، اگر آثارش را ما ندیدیم.

