مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
3خدا میگوید: این مقدار از عمرت را كه به بطالت گذراندی، البته بطالت با توجه! الان ما دیگر نسبت به این مسئله متوجه شدیم، نسبت به مأل خودمان متوجه شدیم، نسبت به مسیر خودمان تنبّه پیدا كردیم، افرادی كه متنبّه نیستند و افراد عامی هستند. اینها پرونده و حسابشان جداست، اینها برای خودشان مطابق با همان وضعیتی كه دارند خداوند به همان مقدار برای آنها حساب خاصّی را تعیین كرده است، ولی صحبت در این است كسی كه متوجه شد به هر نحوی و به هر كیفیتی، این دیگر حسابش جدا میشود، كسی كه مطلب به او رسید این دیگر حسابش فرق میكند. كسی كه حجّت الهی برای او تمام شد، این دیگر مطلب برای او متفاوت است.
ما نیاییم بگوییم كه این افرادی كه در كوچه و خیابانو بازار هستند، اینها هم بندگان خدا هستند، ما هم خودمان را با آنها مقایسه كنیم. نه، چه بسیاری از اینها متوجه نیستند، متنبّه نیستند، اگر متنبّه بشوند همین افرادی كه خیلی ظاهر زنندهای هم دارند ممكن است اینها برگردند. ممكن است وجدان اینها بیدار بشود و ما به نگاه استحقار نباید به اینها نگاه كنیم. غلط است، ما چه میدانیم كه در باطن این افراد چه میگذرد، ما نمیدانیم كه اینها با خدای خود چه ارتباطی دارند، چه ربطی دارند، چهبسا باطن آنها بسیار از ما صافتر باشد و قلب اینها خیلی از ما خالصتر باشد و ضمیر آنها بسیار از ما آمادهتر باشد، اطلاع نداریم. ظاهر ناپسند آنها ممكن است با باطن آنها و قلب آنها متفاوت باشد، و همینطور هم هست. راجع به این مسئله قرائن و شواهد بسیاری وجود دارد، خیلی از اینها با اندك تنبّهی بهطور كلی تغییر روش و تغییر مسیر دادهاند. این مقدار از عمر اینها كه در بطالت و عبث و لغویت گذشته است خداوند اصلًا اینها را به حساب نمیآورد.
مثلًا یك شخصی سی سال در یك محیطی تربیت پیدا كرده و یا یك مطالبی بر خلاف مبانی فطرت و مبانی شرع و مبانی سلوك به او رسیده است. من در بعضی از مجالس چه حالا مجالس خصوصی وقتی بعضی از مطالب را میگویم، افرادی كه هستند میگویند: آقا این مطالب اصلًا تا به حال به گوش ما نرسیده، این قضیه اصلًا تا به حال به گوش ما نرسیده است، اگر میرسید عمل میكردیم و راست هم میگوید. حالا این شخص چه تقصیری دارد؟ یا محیط تربیتی او محیطی بوده كه از این مسائل بهطور كلی دور بوده است یا اینكه مطالبی را كه از دیگران به داعی راهبران دین برای او روشن شده، خلاف بوده است. افرادی كه از دیگران مطالب خلافی میشنوند و به آن تصور به آن سمت میروند و بعد متوجه میشوند كه مسئله غیر از این بوده است. علیكلحال خدای متعال به باطن افراد نگاه میكند «ما درون را بنگریم و حال را»1 حال یعنی آن تعلّق باطن و آن نیتی كه شخص بین خود و بین خدا بدون رادع و مانعی دارد.
- مثنوى معنوى، دفتر دوم:
ما برون را ننگريم و قال را *** ما درون را بنگريم و حال را
- مثنوى معنوى، دفتر دوم:

