اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها

14483
عنوان بصری
نسخه عربی

مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها

4
  • لهذا قضاوت درباره افراد خیلی مشكل است و انسان نمی تواند به افراد بپردازد و این یكی از همان مطالبی بود كه در جلسه گذشته مورد نظر من بود كه یك سالك در ارتباط با راه خدا به كسی نباید نگاه كند فقط باید خودش را بپاید، باید متوجه خودش باشد، راه خودش را باید تصحیح كند. حالا نفری كه كنار او نشسته، بغل‌دستی او چه می‌كند به او ارتباطی ندارد، فلان شخص در چه وضعیتی است، این كاری كه می‌كند اشتباه است یا درست است به او ارتباطی ندارد، اگر مسئله مسئله تكلیف باشد و تذكّر باشد مسئله روشن می‌شود، و الّا انسان خود را در مقام تكلیف احساس كند و تكلیفی كه بر عهده او نیست بر عهده خود بگذارد؛ كسی به او حرفی نزده و او خود را قیم همه افراد بداند این غلط است، چه بسیار در این اعمال تكلیف‌ها كارهای خلافی انجام می‌شود، چون ما از وضع و موقعیت افراد اطلاعی نداریم نمی‌توانیم با تفكّر خود اعمال دیگران را در محك آزمایش قرار بدهیم و بر آن اساس با آنها مقابله كنیم.

  • لذا یكی از شرایط امربه‌معروف و نهی‌ازمنكر این است كه انسان نسبت به آن شخص آشنایی داشته باشد، نسبت به عمل او و حال او آشنایی داشته باشد، اطلاع داشته باشد و بر آن اساس با او مقابله كند. كیفیت مقابله هم فرق می‌كند، گاهی با تعبیر بسیار لطیف و ظریف، گاهی با تعبیر یك قدری حادّتر، گاهی با خشونت، و گاهی هم با سایر اسباب و وسائط رادعه و مانعه انسان باید مقابله كند. این مطلب خیلی مطلب مهمّی است كه مع‌الأسف خیلی از ما نسبت به این مسئله كوتاهی می‌كنیم؛ یعنی بجای اینكه نقائص و نقاط ضعف خود را مورد بررسی قرار بدهیم و نسبت به رفع آنها بكوشیم و آنها را یكی‌یكی مد نظر قرار بدهیم و با آن نقاطِ ضعف مقابله كنیم، به سراغ نقاط ضعف دیگران از دیدگاه خود می‌رویم؛ فلانی چرا این‌جور می‌كند پس حالا كه این‌طور كرده است ما برویم این صحبت را بكنیم در قبال با او. فلانی چرا این كار را انجام داده پس بیاییم بر علیه او در فلان مجلس این حرف را بزنیم. فلانی این عمل را انجام داده ... درحالتی‌كه از نود درصد، نود و پنج درصد قضایا انسان اطلاعی ندارد. از نیت آن شخص اطلاعی ندارد، از باطن او اطلاعی ندارد. حدّاقل انسان باید طریق احتیاط را در این موارد بكار بگیرد، اگر بكار گرفت كسی از آن مؤاخذه نمی‌كند، چون می‌گوید من خبر نداشتم من اطلاع نداشتم، كسی به من نگفته بود، مرا تكلیف نكرده بودند، تكلیف نكرده بودند. اگر بكار نگرفت احتمال عدم برخورد صحیح در اینجا هست. آن‌وقت جواب خدا را چه می‌دهد؟ می‌گویند: تو كه مطّلع نبودی چرا آمدی نسبت به این شخص این عمل را انجام دادی؟ این حرف را زدی؟ و بعضی از حرف‌ها تبعاتی دارد، آن شخص هم در مقام مقابله برمی‌خیزد و همین‌طور این یك سیكل معیوب و همین‌طور متوالیاً بوجود می‌آورد. این بگو، آن بگو، این بگو، آن بگو.